ه‍.ش. ۱۳۸۹ بهمن ۱۲, سه‌شنبه

آواشناسی سومری از پروفسور آرنو پوبل بخش مصّوت ها

 در این جا از بند های9 تا25  کتاب " زمینه های دستور زبان سومری " نوشته پروفسور آرنوپوبل سومر شناس مشهور
 بخش مصّوت های آوا شناسی سومری (ترجمه از آلمانی) را تقدیم دوست داران فرهنگ و تمدن ایرانی می نمائیم.

III  آواشناسی سومری

1- مصّوت ها



9- الف. حروف صدا دار یا مصّوتهای شناخته شده از طریق کتیبه های یافت شده سومری مصوت های a,e,i,u میباشند، حروف صدادار مرکب در زبان سومری شناخته نشده اند،وبرای   این زبان بیگانه هستند.( باید توجه شود، باوجودیکه گاهی در اکدی کلماتی تظیر gairu و kugaede وغیره یافت می شوند، ولی این مصّوت ها هم مصّوتهای ساده هستند، ومصّوت مرکب تلقی نمی شوند، در نتیجه در زبان اکدی هم مصّوت مرکب وجود ندارد، یا بدست نیامده است..




10- ب. در سطوح دیگر احتمال وجود حروف صدا دار بسیار است، وبا این توضیح امکان کامل شدن حروف صدادار با یافته های جدید را نمی توان نادیده گرفت. در آموزشهای بابلیان ریشه مصّوت های مرده هم مانند :  umum و imin= ia-min بمعنی عدد "7"، ulul وalal بمعنی" کشتزار، چراگاه" ،  ، nagga وniggi بمعنی " فلز سرب"، dib ،dab وdub بمعنی " گرفتن، دستگیر کردن" ، en(ewen),umun(=uwun),ün, وú(n) بمعنی "آقا، سرور، عالی جناب، روحانی ارشد" ، ara(d),aru(d), وeri(d) بمعنی " برده ، خادم"، uru بمعنی " شهر" و eri      در Eri- جدید  را نمی توان نادیده گرفت. در آموزشهای بابلیان ریشه مصّوت های مرده هم مانند:umum وimin  (ia-min) بمعنی عدد "7"، ulul وalal  بمعنی" کشتزار، چراگاه" ، nagga وniggi بمعنی " فلز سرب"، dib ،dab وdub بمعنی " گرفتن، دستگیر کردن" ، en(ewen),umun(=uwun),ün, وú(n) بمعنی "آقا، سرور، عالی جناب، روحانی ارشد" ، ara(d),aru(d), وeri(d) بمعنی " برده ، خادم"، uru بمعنی " شهر" و eri      در Eri-dû(g)ki و Eri-da(g)ki نام شهر"اریدو" ، gi$ وmu($) بمعنی " مرد، انسان" وغیره آموزش داده میشد.   و Eri-da(g)ki نام شهر"اریدو" ، gi$ وmu($) بمعنی " مرد، انسان" وغیره آموزش داده میشد. 
11-   ج. کاتبین بعدی  تمایل به دگرگونی وتکیه نکردن بر مصّوت های انتهای کلمه داشته اند. این تغییرات در کلیه عناصر دستوری هم مشاهده میشود. بطور مثال: روی مصّوت انتهائی –a از وجه امری فعل تاکید نمی شد. همینطور هم روی مصّوت آخر اسم فعل ها یا افعال اسمی تکیه نمی گردید، و به تلفظ نمی آمد. بطور کلی ، حروف صدا دارعناصرساختاری کلمه، بدون تکیه صدا بکار می رفت. این کاتبین گرایشی به حروف مصّوت کشیده a وخفیف e(i) یا u نشان نداده اند، ودر مواردی سکون مصّوتها را مانند: e$sadu بصورت e$sa-du(=ZAG-A-du)  ، در مخروط Urukagina ،  , BC  3 12یا ستون  211 کتیبه é$‹a-zä-du‹a,2R 27 Nr.2   ،  و کتیبه ، 25a   5R 23 وe$sade ، بصورت e$sad-e (=ZAG-A-e),  از استوانه B "گودا"، kú-e  بمعنی " بخور" بجای kú-a (مشتق ازku-e )، در کتیبه 4 R Nr. 25(676ff); ؛ کلمه ginn-I (ginn-a)  بمعنی" رفته، سفرکرده" در (719ff); ؛ sim-ud-a ( بجای sì-mu-da)  در ستون 614.25  استوانه B " گودا" و sim-ud-a  ( بجای sì-ma-da ) در همان استوانه "گودا" ستون129 ،724)   ) بمعنی " محاصره کردن"  وغیره  نشان داده اند.
 

12- د.عناصرساختاری مصّوت های" افعال" و"ضمیرها" بطور قطع در برابر مصّوت های معادل نادیده گرفته شده اند، و در اصل کاربرد مصّوت های کهن بر مصّوت های جدید ترجیح داده شده اند. برای صورتهای ضمیری مانند:mendan-a (menden-a) بمعنی " بما" menzan-àm (menzan-àm) بمعنی " شما ، مال او" و برای صورتهای افعال با پیشوند mu قبل از میانوند –ni- این پیشوند اغلب تبدیل به mi ( ویا; — 568 ( mi-ni- میگردد. همینطور پیش از میانوند –(e)ra- به ma- ( یاma-ra; — 564 ) تغییر می یابد؛ حرف نفی nu بمعنی " نه" پیش از ba وbi تبدیل به li و la ، مانند نمونه هایli-bi و la-ba در—634 میشوند. جزء ĥe بمعنی " میل دارم" پیش از پیشوند ba-,m(u-,-)a- و(i-e-)ra- بهĥa- (مانند ĥa-ba-,ĥa-ma-,‹a-ra-; — 643 ( تبدیل میشود. نشانه ĥe قبل از mu- ، دردوره سومریها بشکلĥu – ( مانند646 — ( ‹u -mu ; نوشته می شد. درزمان سومریها ĥe برای متون نارساتر تبدیل به ĥa- ( نظیرĥa-mu- —645) می شد. قبل ازمیانوند-ni- نشانه –ti- بجای نشانه –da-( مانند:-ti-ni بجای –da-ni در—507 ) آورده میشود.

13- این نوگرائی سنتی با توجه به آنچه درزیر می آید، خود باعث انحطاط زبان سومری گردید: ابعاد عنصر-ra- اغلب درجمله درمکان بعد از -e- بمعنی " تو" قرار میگیرد، پس از آن e بمعنی " تو" آورده میشود. چگونهra براساس نادیده گرفتن قاعده دستوری تبدیل به ri میشود . این مثال را مقایسه کنید: ĥe-i-e-ra-pád) ĥe-(i-e-)ri-pá(d) ( بمعنی" میل دارد ترا دعوت کند".CT 16, 39 Rs.11,12 (— 508)، علاوه بر آن باز هم مشاهده میشود، بعد از ضمیر-e- بمعنی " تو" نشانه -da- تبدیل به -di- میشود. نمونه : ( -ĥuluĥ-e ba-e-di-ĥuluĥ-e(ba-e-da بمعنی " از تو ترسیدند". CT 15, 1514 (— 509) ؛ همینگونه -ta- پس از ume-(u-immi-) تبدیل به -te- بشکل ú-me-te-gur-gur=kuppirma میشود. CT 17, 29185 (— 510) . بدین گونه این نوگرائی سنتی و جایگزینی مصّوت ها ی قبلی در رابطه با e در مورد ساختار عناصر دستوری حروف اضافه پس آیندی نیز اعمال شده اند، ومصّوتهای u از حروف اضافه، پس از ریشه افعال دارای مصّوت u ، تغییر میکنند. نمونه های :al-gubb-u$ (al-gubb-e$) بمعنی " رسیدند ، آمدند"، ستون 221 کتیبه ASK 2 ؛ یا bí-b-gubb-u-a(bí-b-gubb-e-a) بمعنی " چه برقرارمیشود"، یا سطر43 همان کتیبه ، عبارت R-S-§-b.45 یاi-b-da-b-kurr-u-a بمعنی " چه عوض میشود." ، یا در سطر 21 از ستون 1 استوانه VA 5950 " Warad – sin " عبارت nig-nu-kurr-ud-a (nig-nu-kurr-ed-a) بمعنی " هیچ چیزش عوض نشد." یا درسطر20 از ستون 9 کتیبه استوانه B "گودا" Gudea عبارت tum-ud-a (tum-ed-a) بمعنی " سرنگون شدند"، یا درسطر18 ستون1کتیبهASK 1 درعبارت i-n-sim-u$ (i-n-sim-e$) بمعنی " او داده است"، یا در سطر 19 کتیبه بالا عبارت i-n-sim-u(i-n-sim-e) بمعنی " وجود دارد" یا در سطر 8 ستون 13 کتیبه BE III 1 Nr. عبارت sim-ud-a (sim-ed-a) بمعنی " پذیرفتند" وغیره بعنوان شاهد آورده شد. بر عکس تحت نفوذ سنت گرائی اگرریشه sim درمقابل نشانه اولیه sumوجود داشته باشد، صامت m را بجای w بکارمی بردند. همینطور بازهم احتمالا یک تغییردرمصّوت u در نزدیک یک e میانی ریشه فعل صورت گرفته است( بند16 دیده شود.) . نمونه: sud-u (sud-a) ،. بمعنی " دور، بعید"، " گسترده" از استوانه A 74,92 " گودا" ، یا عبارت sim-u-$ (sim-a-$) بمعنی " پذیرفتند" ، در سطر 4و11 ستون 2781 کتیبه ITT II ، یا باز هم عبارت badd-u همسان badd-a بمعنی " ترا دورکرد"، در سطر 25 ستون 5 کتیبه CT 16,12ff ، یا عبارت ba-n-badd-u$ ( ریشه badw هم نوشته شده است.) همسان عبارت ba-n-badd-ae$ بمعنی " اوخود دور شد" ،" هزیمت کردند". کتیبه CT 16, 42ff69 ، یا zid-u, بجای ، zi-du (zid-a) "بمعنی " احکام، ، فتاوی" ( صورت دیگر? zi-DU)، در 4 R 28 Nr. 1Rs.10 . ولی اگر در برخی کلمات( نظیر: عبارت gin-I (gin-a) ) بطور متناوب این دگرگونی وجایگزینی بین a وi رخ دهند، دراصل ممکن است، تاثیر مشابهی دررجعت به ریشه اولیه کلمه دارند، ولی باید بطور مشروط پذیرفته شوند.( بند 16 دیده شود.)

14- ه. دراکثر ریشه های لغات دو سیلابی مصّوت های یکسان استفاده میشوند، ودر هر دو سیلاب حرف صدا دار یکسانی وجود دارد.( برای شاهد راس بند89 بخش IV را مشاهده کنید.).

15- و. مصّوت های انتهائی کلمه می توانند، در تلفظ ، بصورت های خفیف یا غیر ملفوظ ظاهر گردند. چنین حلتی برای حروف صدا دار اضافه پسایندی نظیر –ra,-$u و -ta که در انتهای کلمه آورده میشوند، نیزصادق است. بعضاً بطورمرتب وگاهی تنها هنگامیکه این مصّوت همراه با -r یا (-r) ، -$ ، (-d) و (-t) آورده میشود ، صدای مصّوت پسایندی خفیف یا غیر ملفوظ است. ( بندهای: 356،360،363 )؛ همینطور هنگامیکه پیشوند کلمات فوق اسم یا ریشه افعال باشند، ه پسوند های -gimi (gimin) و -dim بشکل -gim و -dim تلفظ می شوند . ( بند 354) . بطور مثال برای مصّوت پسایندی و ریشه فعل e$sadu وe$sade ( بند 16 دیده شود)، را با فعلe$sad در کتیبه استوانه B "گودا" سطر 1ستون 15 مقایسه کنید. همینطور فعل tuku با تلفظ tuk بمعنی " برگرفتن، بر داشتن"، همینطورĥulu,ĥuli با تلفظ ĥul در سطر10 ستون2 کتیبه 2 R 27 Nr. 2 بمعنی "ویران کردن"، یا کلمه bánda با تلفظ bán(d) بمعنی " sila 10 ) در کتیبه NFT S 201 ، یا کلمه giri وmeri با تلفظ gir بمعنی " پا" یا " خنجر" ، همین طور kua باتلفظ ku6 بمعنی " ماهی" در فرهنگ لغات شیکاگو صفحه های 9و108 ، ویا در کتیبه(Sb255 ) کلمه i$i با تلفظ i$ درصفحه 79 فرهنگ لغات بالا بمعنی " کوه" ، همینطور تلفظ کلمه kirrud در (Sb 355) را با تلفظ همین کلمه بصورت kirruda در صفحه 98 فرهنگ لغات شیکاگو بمعنی " شکاف، تنگه وگذر گاه باریک" مقایسه کنید. باز هم ملاحظه میشود، تلفظ مخفف nita و nitaĥ معادل u$ برای کلمه nitaĥu یا u$=e-mi-du آورده شده است. ولی بدون تردید در حال حاضر لازم است ، جایگاه آنرا در گروه کلمات مبهم قرار دهیم. از طرفی تعداد مصّوت های مشابه در کلمات یک یا دو سیلابی ، و همراه با ریشه افعال مشخص نیستند( بند89 دیده شود.).
16- ز. صامتهای کوتاه وغیر ملفوظ گاهی در بین کلمات ساده یا مرکب در نوشتن حذف میشوند. مثال: gigri(gîr-gîri) بمعنی " محوکردن، فرو پاشیدن " ؛ didli(dil-dili) بصورت عناصرمرکب، درسطر39 ستون2 کتیبه Vok.Ass 523 ، یا nitlam با هجا نویسی ni-it-lam i-ntutk-ene (= in-tu-ut-ki-e-ne) ، وگونه دیگر ( با نگارش) in-túk-túk-e-ne بمعنی" آنها در آن بلرزه افتادند."، CT 17, 27f.17 ( دقت گردد علاوه برآن túku با حروف tu-ku معادل اکدی nâ[šu] بمعنی" خود برانگیختن"، لرزیدن" فرهنگ لغت دانشگاه Yale ( در سطر 10 ستون 144ff کتیبه RA XI S. )، یا بجای(nita-dam) nitalam بمعنی" زوجه"، یا gi$-$ukra(gi$-$u-kara)در سطر18 ستون 1 کتیبه( ZA IX S. 159)، بمعنی " نجار" ، یا gidru مانند mudra نزدیک به gi$daru وmuduru بمعنی " چوب دست، عصا"، " عصای رهبری" ؛ یا a$te(a$ita) بمعنی " خواهش، آرزو، خواستن" ، همینطور$emme$la($em(e)-sal(a)) معادل کلمه اکدی $ime$$alû در سطر162 ستون 1کتیبه NVB؛ یا Tidnu(Sb215) وTidanum ( درسطر13 ستون 2 کتیبه استوانه Bاز گودا) بمعنی " سرزمین مغرب" ، همین طور lù-gaba-$u-gar-nu-t(u)ku بصورت مفصل lu-ki-min(=ga-ba-$u-gar)-nu-ut-ku ؛ همچنین شاید با این پسوند-nu-tú-ku) بمعنی " غیر قابل مقاومت" درسطر4 ستون 3 کتیبه KBo 1 ؛ شاید kal(a)g-a بصورت kal-ga بمعنی " نیرومند" ، zal(a)g-a نوشته شده بشکل zāl-ga بمعنی " براق، درخشان" میباشند در حالیکه kala-ga وzala-gaچنین خوانده نشده اند. علاوه بر آن از مشتقات فعل قدیمیkal(a)-g.. در سطور 30و31 ستون48 کتیبه BE VI 2 Nr ؛ وkal-la-g… در سطور25و26 ستون 28 کتیبه BE VI 2 Nr ، وسطر22 ستون16 کتیبه UPUM VII 1 B ، سطور 8 و9 ستون 5 کتیبه 102 –Lugal-(a)ni بمعنی " آقای او، سرور او" ، و درسطر 11 ستون 2 کتیبه استوانه B از "گودا" ( بند214)، یا mu-pad-a-dEnlil-(a)k-e بمعنی " بخواست خدای انلیل" در سطر 11 ستون1کتیبهB وسطر6 ستون1 کتیبه A سنگ نوشته Eannatum ( بند351) . رامی توان نام برد.


17- ح. فقدان مصّوتهای آغازین در اسم (d)Ninni(k) Innanna(k) Nin-ann-a(k) بمعنی " ایشتار" و در (d)Mullil (= (d)mu-ul-lil) Umun-lil =(d)Enlil, (d)Ellil ( (d)Ewen-lil) بمعنی" انلیل" خود را نشان میدهد.

18- ط. مصّوت های خفیف یا کوتاه (u,i,a) در ریشه کلمات دو یا سه سیلابی ، در انتهای ریشه کلمه می توانند، بصورت کوتاه یا خفیف تلفظ شوند.( بند89) یا اصلاً تلفظ نشوند. اگر صامتی هم با آخرین مصّوت کلمه یک یا دو سیلابی همراه گردد، وکلمه را تمام کند ، چنین پدیده ای رخ می دهد.

19- ی. علاوه برآن ، مصّوتهای کوتاه یا خفیف احتمالاً در کنار بعضی صامت های انتهائی ریشه های دو سیلابی، در صورتیکه ریشه اصلی یک سیلابی باشد، بدون مصّوتهای ثانوی بعداز صامتهای دوتائی انتهائی، این مصّوتها برعکس عمل میکنند.( بند89).

20- ک. برخی مصّوتهای نظیر، عملکردی برعکس حالت فوق را بیان میکنند، واین هنگامی است که، جایگزین مصّوتهای مخفف دوتائی گردند، ولحن مناسب را به صدای نشانه اضافه کنند. بطور مثال: en (= ê ewen) و (=ûn) umun(=uwun)بمعنی " آقا، سرور"؛ یا sûn sumun بمعنی " کهن، پیر" ؛ یا dû =dumu بمعنی " بچه"؛ یا nîn=nimin(=ni-min) بمعنی" چهل" همینطورgîn( = gi-in) ، یا gî(n)=geme(n) (=gewen)(?) بمعنی" کنیز، خدمتگذار زن" ؛ و بصدای te هم در(n) te=teme معادل کلمه اکدی temennu توجه کنید.

21- ل. برخی مصّوت های ترکیبی مانندa+e بصورت â و مصّوتهای ترکیبی u+e بشکل û نشان داده شده اند. مثال: KA-nummamâa (=KA-nu-mà-mà-e-a) " تا شکایت نکرده باشد." درسطر18 ستون 64وسطر17 ستون 45 کتیبه BE VI 2 Nr ؛ یا KA-nummamâne-a ( = KA-nu- mà-mà-ene-a) بمعنی " تا شکایت نکرده باشید." در سطور23 ستون 32 کتیبه BE VI 2 Nr؛ یا inbâne (= i-n-ba-ene) بمعنی " او سهم دارد." در کتیبه ITT III 278121,22 ؛ یا mâdu(g) با هجا نویس ma-a-dū (mu-,-a-e-dug) بمعنی" توبامن همراهی می کنی." در سطر 13 ستون 2 کتیبه A استوانه " گودا"؛ یا unâdu(g) با هجانویسی ù-na-a-d¥ (= ù-i-na-e-dug) بمعنی" با او سخن بگو." در کتیبهITT II2602 ,34182 ، HGT 65 سطر10 ستون 1 ؛ از سوی دیگر عبارت مشابه آن sá-ba-e-dâ(g) بمعنی" به مقصود رسیدی." در سطر 4 (5)ستون 4 کتیبه HGT 150 ( مربوط به نیپور تقریبا دوره سلسله " ایسین" )، یا کلمه با هجا نویسی ù-um-ta-e-zi(g) (=ù-ì-b-ta-e-zig) بمعنی " به خارج رفتند." در سطر کتیبه CT 17, 9ff82 ؛ یا Ì-zu-(e)nden بمعنی " دانستیم" در سطر 41ستون5 کتیبه2R 16 ؛ یا عبارت muna(n)dū$ (mu-na-n-du-e$) بمعنی " به او علاقه دارید." درکتیبه قربان گاه B 22, A 22 از " ریم – سین "؛ مشابه آن عبارت : mu-e-zu بمعنی" تو میدانی ." در سطر 1 ستون 1 Rs. کتیبه 4 R 28 Nr. ، را میتوان نام برد.

22- م. تغییرات کاهنده مصّوت کوتاه شده ، بدون" تکیه صدا"ی i بلافاصله پیش ازa (مصّوت پس از آن)، بخوبی درترکیبات خود بصورتهای -ani بمعنی " مال او"، " مال شما" و -bi " مال آن" ، "مال این" و با -a ، بمعنی " در ، بر" وبا -ak بمعنی "از"( یکی از نشانه های اضافه ملکی و پسوندهای اضافه ملکی) پیدا میشوند. دقت گردد، علاوه برآن فشردگی و تخفیف صدا در مجموعه -‹i-a معادل -‹âبخوبی در عبارت -‹a-a ونگارش بهم پیوسته a+a ، بجای a+e نشانداده شده اند. مثال : در عبارت nam-lù-gâl-uru-n(i)-a(k) ( نوشته شده بصورت، -uru-na) بمعنی " مردم شهر شان" در سطر9ستون6در کتیبه مخروط " انتمنا" Entemena ؛ یا در عبارت زیر: uru-nam-enn-ak-an(i)-a " در حکومت شهرشان" در سطور35،36 ستون62 کتیبه LIH ؛ یاû(d)-b(i-)a ( نوشته شده بصورت، û-ba ) بمعنی " درآن روزها" درسطر16ستون 99 وستون 98 کتیبه LIH ؛ یا àba-bû(d)-‹i-a ( در لغت ab-ba-gû-‹a-a ) بمعنی " گاو ها" در سطر 11ستون103 کتیبه RMANB (SAI 6656), ؛ یا û-sï-‹i-a ( با لغت us-su?-‹a-a) بمعنی " گوسفندان" در سطر 11 سطر103 در کتیبه RMANB ، (SAI 7770) این مسئله مشاهده میشود.
23- ن. مصّوت های کوتاه حاصل شده ، همزمانی دقیقی باصامتهای پیش از خود در عبارت زیر دارند. درعبارت : ninnû ( بصورت ni-in-nu-ú ) در سطر35ستون3 کتیبه CT 11, 24ff ؛ یا nin-nu-ú در سطر15ستون4 کتیبه CT 12, 1ff ؛ یا ni-nu-ú درسطر5ستون 3 فرهنگ لغت آشوریAss 523) < nîn-n > nimin-u بمعنی " پنجاه" (10+40) . همین طور مثالهای : aldunnaŠ=aldûn-a-Š=al-du-en-a-$ بمعنی" هنگامیکه به آنجا برگشتی" در سطر 45 کتیبه 4 R 17 Vs ؛ یا imenna ( نوشته شده بصورت ì-me-en-na ) > ì-me-en-a بمعنی " من هستم" در سطر23 ستون 99 و98 کتیبه LIH وغیره نیز وجود دارند. ( تبصره زیر بند469 دیده شود). باز هم دقت گردد، که ترکیب پیشوند ترکیبی bia- (=b-i+-’-a+i-) با ba- و ترکیب پیشوند immia (= immi+’-a-) با imma- ؛ ساخته میشوند. بند 609 و 617 دیده شوند.


24- س. خطای لحن مصّوتهای کوتاه درعناصروساختارنگارش سومریها نیزگاهگاهی یافت می شوند، که بعضاً نتیجه خطای لحن صدا است. مثالها: dingir-âni ( نوشته شده بصورتdingir-ra-a-ni)>dingírrani بمعنی " خدای او" ( بند 215)؛ یاkúgide kug®de (kù-gi-e-de) = بمعنی " جاروکردن، خانه تکانی" ( بند 726) ؛ یاi-n-pad-®me$ ( نوشته شده بصورت . in-pá-de-e-me-eš) = inpádêmeš= i-n-pad-eš بمعنی " شما سوگند خورده اید." ( بند 458) .
25-   ق. به تجربه ثابت شده است،  مصّوتهای مرکب که با نشانه گذاری مشخص میگردند، در دوره های کهن سومری بعضاً بصورت تفکیکی به کار می رفته اند.  مثال: in-pá-de-e-me-eš  و  in-pá-da-e-me-eš بمعنی" شما سوگند خورده اید." ( بند458) ؛ یا ba-an-bad-da-ešبمعنی " تااو خود دور شوند"( بند459)؛ یا enna ba-(n)ra-n-ta-zig-aenn-a-šš بمعنی " تا تو خود رااز او دور داشتی"(464) ؛  یا kúg-aed-e ( نزدیک به kug-ēd-e ) ( بند 727) وغیره شاهد مدعا هستند.
شاد باشید.






.






 



























.

ه‍.ش. ۱۳۸۹ دی ۲۳, پنجشنبه

چگونه سومری بخوانیم ، طبقه بندی خط ونگارش سومری

در اینجا دو متن مربوط به شیوه خواندن نوشته های سومری و طبقه بندی خط و نگارش را از کتاب "دستور زبان سومری "  پروفسور اتوو . ادزارد، سومرشناس معروف ترجمه و تقدیم دوستداران تمدن ایرانی مینمایم.

چگونه سومری بخوانیم


2/1 موضوعات عمومی



ممکن است، گفته شود، که ما سومری راازطریق عینک تیره اکدی می بینیم ، زیرا ارزش های ( آوائی) تقریبی تمام نشانه های مورد استفاده در هجا های سومری از مکان ها و دوره های مختلف با روش نگارش هجائی اکدی یا بصورت تهجی ( فتحه ، ضمه ، کسر) اضافی اصطلاحاً هجا های tu-ta-ti شناسائی شده اند. چون زبان اکدی درنشانگر فهرست لغات خود بیش از چهار مصّوت (واک) ابراز نکرده است، و مصّوت های کوتاه یا بلند آن [a,ā,e,ē,i,ī,u,ū] میباشند . ما نیز در مورد این مجموعه مصّوت که از طریق آن مجموعه مصّوت های زبان سومری هم شکل گرفته اند ، در مضیقه واقع شده ایم . ضمن اینکه، درباره کمیّت مصّوت ها ، برخی استدلال ها ی عرضه شده ممکن است، برای وجود یک تضاد بین مصّوتهای کوتاه وبلند[v:‾v] مفید باشند، ولی تا حد دسترسی یافتن به یک ساختار دقیق کیفیت مصّوت سومری معنی نمی شوند . حد اقل مجموعه مصّوت ها A,E/I,U هستند، مصّوتهای A وU بروشنی در هجا ها مشخص شده اند، درحالیکه برای E/I بسیاری اوقات ، برخی دو گانگی در هجا های اکدی موجود است.

توجه گردد : آرنو پوبل در (AS 9, 1939, 116 f. with fnn. 1and1(!), وجود مصّوت [o] را در اکدی پیشنهاد کرده است. این نظر ایشان بوسیله St. Lieberman در نوشته او " واک (مصّوت) /o/ در سومری"

تعمیم داده شد. (Fs. T. B.Jones [1977] 21-28, = AOAT 203) و Aa. Westenholz که مستندات مربوط به این مصّوت را در نوشته خود " مصّوت /o/ در اکدی" در (ZA 81 [1991] 10-19) توسعه داد.

بهرحال ، وجود ناتوانی ما، برای باز سازی [o] سومری از هجا یا هجای های گوناگون ، باعث شده است، ما آنرا با توجه به دستور زبان سومری موجود نا دیده بگیریم.

هجاهای گوناگون در کتیبه های همسو( همزمان یا در زمان) گاهی منابع گرانبهائی برای واج شناسی فراهم میکند، وبهمان اندازه نگارش " خطا" را نشان میدهد.

قطع نظرازفهرست های لغت معنی، یک منبع مهم برای صدا های سومری وام واژه های موجود در زبان اکدی هستند. و درمورد یک شمار محدود نشانه های اسمی :kar> kārum ( نه *karrum) بمعنی " بندر گاه، اسکله " اشاره به یک [ā] کشیده در kar برای مثال [kār] دارد. در حالیکه e2-gal > ukallum ( نه *ukālum) یک [a] کوتاه را نشان میدهد. مثلاً *[kal] ، نشانه اسمی HI,DÙG بصورت du-u2-gu [dugu] و نه *du-ug-gu *[duggu] است، که بما صدای کشیده [ū] را در هجا های سومری dùg,du10 برای مثال [dūg] میدهد. مطالب بیشتر دراین مورد را در جزئیات ذیل بند 3/1 ببینید.

درست بهمان صورت مصّوت ها، شناخت صامت های سومری وابسته به اسناد در اصل اکدی ، فهرست لغات هجائی و واژگان ، و عملکرد وام واژه ها ، مجدداً تا حدی، نام نشانه ها، ساختار فرضی موجودی صدای صامت های سومری را نشان میدهند . ولی بسیار مشکلتر ازمورد مصّوت ها است. مقایسه ēkallu (e2-gal) بمعنی " کاخ" ( ذکر شده دربالا) و unetukku(u3-ne-e-dug4) بمعنی " نامه" نشان میدهد ، که ، حد اقل در آوانویسی لاتین ، حروف بی صدای (K,T) در وام واژه های اکدی درروش تبدیل ما به کلمات سومری بصورت (G,D) بر مبنای زبان سومری نوشته میشوند. این اختلاف در آوانویسی ما ناشی از این حقیقت است، که کهنترین هجا های اکدی در حال حاضر بصورت پیش – Ea( اآناتوم) (MSL 14 [1979] 3-8), شناخته می شوند. که حروف صدا دار را بجای بی صدا نشان داده است. مثلاً du-u2 > KA (p.44:308) ،یا در کلمه ga-la > GAL (p.50:471) . میشود.

صدای ترکیبی در ارتباط بین سومری و اکدی ، صامت ها ( بعلاوه آنچه ما آنها را آوانویسی کرده ایم) ناشی از بسیاری گمانه زنی است ، چه راجع به دو جزئی ، یا یک مجموعه سه جزئی در سومری باشند. مثل تبدیل D وT به T1,T2, وغیره ، قسمت بی صدایا بایک حرف ساده یا تقسیم به دو قسمت یک حرف ساده و یک مجموعه حرف شروع میشود. این بحث با جزئیات بیشتر و با نمودار در ذیل در pp. 15f توضیح داده میشود.

 

2/2 خط و املاء سومری



2/2/1 طبقه بندی صورتهای خط میخی



صورت های قدیم نگارش خط میخی سومری از دوره های گودا و اور سوم است، که در پنج طبقه نشانه های خط میخی طبقه بندی شده اند. این تفاوت خطی مربوط به تلفظ خط نیست ، بلکه تنها بر مبنای ظاهر خط است.

الف- اندیشه نگارها کلمه نشانه ها ، بیان کننده حالت اسم یا فعل مبنائی هستند. مثلاً lu2 بمعنی " شخص" ، mu بمعنی" نام" ،" سال" ، dug3 بمعنی "خوب" ، " خوشگوار" ( برای نوشیدن آب)، -zu بمعنی " شما، تو" ( برای مفرد) ، ba بمعنی " نسبت دادن " است.

ب – مجموعه هجاها یا نشانه های هجائی تنها ، برای انتقال صوت ، بدون اشاره اولیه به معنی بکار میروند. مثلاً ba- ( پیشوند فعل ) ، mu- ( پیشوند فعل) ، -ke4 ( پسوند اسمی، نشانگر [k] واج انتهائی اضافه ملکی [ak] و[e] نشانگر حالت ارگتیو) ؛ gu-za بمعنی " صندلی" .

ج- نشانگر های آوا شناختی، بصورت یک زیر مجموعه بند ب مثلاً مجموعه نشانه های استفاده شده برای خواندن یک نشانه مفرد ( یا از یک گروه نشانه) ، مانند GIŠ.TUG2.PI= geštug2 ، نشانه های GIŠ وTUG2 ثمره تلفظ PI [geštug2] برای ذکر نام geštug2 است. این یک موضوع قرار دادی است، که ما در آوا نویسی GIŠ.TUG2.PI بصورت geštug2یاgiš-tug2geštug با دو نشانگر آوائی بالا نویس نشان میدهیم .

د – نشانه هائی برای شمارش یا نماد سنجشی واحد ترکیبی شمارش بکار میبریم. مثلاً ؛ min بمعنی "دو" ، banmin بمعنی " دو بَن " = 10*2 ، یا sila ( 1 sila معادل تقریبی یک لیتر) .

ه - شناسه ها: نشانه هائی وجود دارند ، که قبل یا بعد از کلمه یا اسم آورده میشوند، وبه ترتیب خاصی وابسته به آنها میشوند و مفهوم خاصی را در مجموعه بوجود می آورند. شناسه ها میتوانند، نشانگر باشند ، ولی تلفظ نمیشوند ( هرچند ممکن است در مواردی وجود آنها بصورت قرار دادی باشند.) ، و آنها درحرف نویسی ما نشان داده میشوند. مثلاً : AN.EN.LIL2=dEn-lil2 بمعنی " خدای انلیل" ؛ EN.LIL2.KI معادل En.LIL2† بمعنی " شهر نیپور یا Nibru† " ( مرکز اصلی پرستش انلیل). شناسه ها عبارتند از :

AN ( یا DIGIR یا DINGIR) در جلو نام خدایان و الهه ها بصورت اختصاری با بالا نویس d نشان دادهخ میشود.

شناسه KI ( شناسه " مکان، وزمین")، پس از نام مکان ها آورده میشود ؛ مثلاً: Unugki بمعنی " اروک" .

شناسه ID2 ( شناسه رود خانه ، کانال ) پس از نام رود خانه ها و کانال های اصلی آورده میشوند. مثلاً : id2Idigina بمعنی " رود دجله" ولی برای کانال ها بطور مثال: id2-eren2-na بمعنی " آبراهه دشمن" شناسه id2 با نام کانال تلفظ میشود. و قسمتی از نام است.

شناسه GEŠ ( برای درخت و چوب) قبل از نام اشیاء چوبی یا نام درخت ها بکار میرود. مثلاً :gešbanšur معادل کلمه اکدی paššūru بمعنی" میز" ، gešal = allu بمعنی " کج بیل" وام واژه های اکدی بروشنی نشان میدهند، که GEŠ نمی تواند، قسمتی از کلمه باشد. ولی در مقایسه کلمه geš-ur3 بمعنی " تیر" ( تیر چوبی) بصورت وام واژه اکدی بشکل gušūru نشان داده میشود، و geš قسمتی از کلمه است.

شناسه URUDU( erida, eridu, و urudu بمعنی " مس یا فلز مس" ) قبل نام فلز و اشیاء فلزی آورده میشود. بطور مثال در کلمه uruduza-ri2-in معادل اکدی (zainnu) ( آلیاژی از فلز مس) .

شناسه DUG ( ظرف، گلدان ) قبل از نام ظرف سفالین آورده میشوند. مثلاً : duga-da= gur5 = adagurru بمعنی " ظرف با پایه وسر باریک ؟".

شناسه KU6 ( بمعنی " ماهی ") بعد از نام ماهی ها آورده میشود. مثلاً : suhur-maš2ku6 = su‹urmāšu بمعنی " شاه ماهی قرمز" ( موجود افسانه ای) ، " نشانه دهم منطقه البروج – بزغاله" ( صورت فلکی).

شناسه MUŠEN بمعنی " پرنده" بعد از نام پرندگان آورده میشود. مثلاً : tumušen بمعنی " کبوتر" .

شناسه LU2 بمعنی " شخص، آدم" پیش از نام شغل برخی ( مرد ها) آورد میشود. مثلاً : lu2nu-kiri6 برابر اکدی nukaribbu بمعنی " باغبان" .

شناسه SAR بمعنی " سبزی ، گیاه" بعد از نام" باغ سبزی ( خوردنی)" آورده میشود. مثلاً: šum2 =šūmu بمعنی " سیر" .

شناسه U2 بمعنی " علف، سبزه و گیاه" قبل از نام گیاهان آورده میشود. مثلاً : u2bur2-da معادل اکدی urnû

بمعنی " نعناع (؟)"

شناسه GI بمعنی " نی" قبل از نام "نی ها " و اشیاء ساخته شده با" نی " آورده میشود. مثل:gipisan معادل اکدی pis/šannu بمعنی " جعبه ، سبد ، زنبیل ".

شناسه NA4 بمعنی " سنگ ، سنگی "قبل از نام سنگ ها و اشیاء ساخته شده از سنگ آورده میشود. مثلا در کلمات na4nunuz = erimmatu بمعنی " سنگ تخم مرغی ( خر مهره ، دانه تسبیحی)".

شناسه TUG2 بمعنی " پارچه بافتنی، پوشاک" قبل از نام لباس یا رخت آورده میشود. مثل:tug2NIG2.LAM2 = lam‹uššû بمعنی " شلوار یا دامن لباس بلند یا تا زیر زانو" .

شناسه KUŠ بمعنی " چرم ، پوست " قبل از نام اشیاء چرمی آورده میشود. مثل:kušlu-ub2 = luppu بمعنی " کیسه ( چرمی)، همیان " .

شناسه ŠE بمعنی " غله ، جو" و ZID2 بمعنی " آرد" گاهی بصورت شناسه برای برخی غلات یا آرد غلات استفاده میشوند.

درحقیقت کاربرد برخی شناسه ها تا حدی ثابت و کم وبیش قابل پیش بینی است. ( حد اقل از دوره بعد از اکدی) ، ولی این موضوع قابل تعمیم به همه شناسه ها نیست. گروه اول شناسه های قابل پیش بینی عبارتند از d , ki , giš, mušen, ku6 .

برای چکیده سخن پنج طبقه نشانه ، ما برای تاکید داریم ، که بازتفاوتشان تقریباً مخصوصاً برمبنای زمینه متن نوشته است. ba یا mu ممکن است ، متعلق به الف یا ب باشند، geš متعلق به الف، ج یا ه باشد، حتی اعداد نشانه های بند( د) از ابهام مستثنی نیستند، زیرا بطور مثال: EŠ(3 x U میتواند بمعنی " سی" باشد. ولی بند( د) همینطور هم میتواند، بصورت نمودار هجائی استفاده شود. بند ب ( اساساً در بابلی کهن ) در me-eš [meš] شناسه جمع است؛ و همینطور تذکر این نکته که i(= ia = 5x AŠ) یا برایaš3 ( = 6 x DIŠ) ضروری است.

 شاد باشید. 

ه‍.ش. ۱۳۸۹ آذر ۲۷, شنبه

ترجمه کتیبه بابلی صفه تخت جمشید

بنام آفریننده مهربان


یکی از کتیبه های تخت جمشید که تاکنون در ایران به زبان فارسی ترجمه نشده است.



یکی ازکهن ترین اسناد، وجود اقوام گوناگون در مرز های تاریخی ایران کتیبه بابلی صفه تخت جمشید است . هرچند این کتیبه به زبانهای بیگانه نظیر انگلیسی و آلمانی ده ها سال پیش بوسیله وایسباخ و دیگران در خارج از ایران منتشر شده است، ولی ترجمه آنرا به زبان فارسی ، شخصاً ندیده ام . از آنجا که این کتیبه گویای اطلاعاتی در مورد گوناگونی اقوام ایرانی و چند گانگی مناطق طبیعی جغرافیائی ایران در 2500 سال پیش است. برخلاف روال کار خود ترجمه فارسی آنرا که سالهای پیش تهیه کرده بودم. بجهت مباحث آینده در زمینه های سومر شناسی و تاریخی ،به دوستداران تمدن ایران تقدیم میکنم.

کتیبه های سنگ نوشته صفه تخت جمشید ، برخلاف کتیبه های سنگ نوشته سه زبانه هخامنشی میباشند. زیرا کتیبه های دیوار نوشته صفه سه زبانه نیستند، و هریک از آنها دارای متن مستقلی با یکی از دیگر زبان های کتیبه های دیگر هخامنشی هستند. در ترجمه کتیبه های هخامنشی به فارسی آنچه بنام کتیبه صفه منتشر شده است، متن پارسی باستان کتیبه صفه است ، که متنی متفاوت با متن ایلامی و بابلی دارد. متن ایلامی نیز با متن بابلی یکسان نیست.



متن بابلی وترجمه فارسی کتیبه g صفه از داریوش اول



(d) U-ru-ma-az-da ru-bi?-ib-u ina muhhi (خدای) اهورامزدا بزرگترین خدای کنونی بین

(d)-MESH gob-bi همه خدایان

sha AN-e u ki (irzitim) ip-nu-u که آسمان و زمین را آفرید.

um-(ani) ib-nu-u مردم را آفرید.

sha-tum-ma ( sh-tum-ki ) gob-bi id-din-nu ina un-(ani) ina lib-bi bal-tu-?

شادی ( وایسباخ "برکت") را برای همه مردم فراهم کرد. آنگاه زندگی را مبسر ساخت.

sha a-na (m)Da-a-ri-ia-mush sharru ib-nu-u که برای من داریوش شاه زندگی عطا کرد.

a-na (m) Da-a-ri-ia-mush sharru sharru-u-tu id-din-nu بمن داریوش شاه شاهی داد.

ina da/ep?-e (qaq-qar) a-ga-a rab-sha-a-tum در این زمین گسترده (وسیع)

sha kur-kur- MESH ma-di-e-tum از کشور های بسیاری

ina lib-bi-shu در آنجا ها:

kur Par-su کشور پارس

kur Ma-da-a-a u kur-kur-MESH sha-ni-ti کشور ماد و کشورهای دیگر.

ma li-sha-nu sha-ni-tum با زبان های مختلف .

ma-a-dum sha a-ha-na-a-a kur-kur-MESH سرزمین های( آباد) کوهستانی از یک سو،

a-ga-a sha (naru) mar-ra-tum a-hu u ul-lu-a-a از این سو دریا( رودخانه؟)

sha (naru) mar-ra-tum sha a-ha-na-a-a از سوی دیگر دریا ( یا رود خانه؟)

a-ga-a sha ep-lat (qaq-qar-tum) ma zu-ma-ma-i-tum a-hu-ul-lu-li-i از این طرف سرزمینهای بیابانی ،

sha ep-lat( qaq-qar-tum) zu-ma-ma-i-tum از (سوی دیگر) سرزمین های بیابانی.

(m)Da-a-ri-ia-mush shrru i-gab-bi داریوش شاه میگوید:

ina GISH-MI (d)U-ru-ma-az-da " بخواست خدای اهورا مزدا،

a-ga-ni-e-tum KUR-KUR-MESH این کشور ها،

sha a-ga-a i-pu-sha-? sha a-kan-na-ip-u-rum که گرد هم (متحد) شدند:

(KUR)Par-su (KUR) Ma-da-a-a KUR-KUR-MESH کشور پارس، کشور مادها و( دیگر) کشور ها،

li-sha-nu ma sha-ni-ti با زبان مختلف ،

KUR-MASH u ma-a-tum sha a-ha-na-a-a sha و ازکوه ها ی آباد( سرسبز؟) از سوی دیگر،

a-ga-a (naru) mar-ra-tum u a-ha--ul-lu-a-a این سو دریا ها (رودخانه ها، نهرها)

ul-li-i sha (naru) mar-ra-tum u a-ha-na-a-a از سوی(دیگر) دریا ها( نهرها)،

a-ga-a sha ep-lat-tum(qaq-qar-tum) zu-ma--ma-i-tum از این (سو) زمین های بیابانی ،

u a-hu-ul-lu-a-a ul-li-i sha qaq-qar-tum zu-ma-ma-i-tum lib-bu-u و از سوی دیگر ، از زمینهای بیابانی آنجا،

sha a-na-ku te-e-me ash-ku-nu-ush-sh-nu که من بر آنها فرمانروائی کردم.

sha a-na-ku e-pu-ush gob-bi ina GISH MI sha (d)U-ru-ma-az-da e-te-pu-ush آنچه من کردم ، همه بخواست اهورامزدا کردم.

(d) U-ru-ma-az-da-? li-iz-zur a-na-ku اهورا مزدا مرا بپاید،

it-ti (d)-(ani) gob-bi a-na ana-ku u a-na sha a-na-ku a-ra-ma همراه با همه خدایان ، از من ، و از آنچه من دوست دارم ( محافظت کنند.)"

از آنجا که پس از فرو پاشی حکومت آخرین سلسله سومری اور سوم ، سرزمین سومر و مردم عادی آن، تحت انقیاد ودرتحت حکومت جدید بابلی های سامی نژاد قرار میگیرد، و توسط آنها، بدلیل نیروی کار( بردگی و نظامی) ، و دانش مغلوبین ناچار به استفاده از مردم عادی سومر بوده اند ، حکومت های بابلی ،همراه با مردم سومری به حیات خود ادامه میدهند، وحکومتگران سعی در تغییر زبان آنها را نه به اجبار بلکه به احتیار داشته اند، وتنها اجباری که بوده است، دیگر امکانی برای تعلیم و تربیت زبان سومری بطور رسمی برای ملت مغلوب وجود نداشته است. کم کم زبان گفتاری جدیدی در جامعه جدید شکل گرفته است. و مدتها دوام داشته است. قوم فاتح نیز بطور طبیعی نمی باید ، در جامعه تحت سلطه از نظر عددی در اکثریت باشد، ( بطور مثال : با وجودیکه قاره امریکا بدلیل حکومتگران اروپائی زبانهای بومی خود را بدلائل مختلف از جمله نیاز مادی ، یا به اجبار رها کرده اند، ولی واضح است ، که اکثریت جوامع قاره امریکا، انگلیسی، پرتقالی، اسپانیائی نیستند، هرچند به این زبانها سخن میگویند. مثال های زیادی در این زمینه وجود دارد.) . بطور یقین، زبانی که بنام زبان بابلی معروف شده است، باید زبان جدیدی با ترکیبی از زبانهای سامی - سومری ارزیابی شود. واگر خدا بخواهد، در آینده در این مورد هم بحث خواهد شد. در همین کتیبه کلمات زیادی را از گویش های خوزی می توانیم رسد کنیم . همانطور که اگر یک عرب مثلاً کتاب "دره نادری" را بخواند ، و آشنا به زبان فارسی نباشد ، تصورمی کند، که این کتاب یک لهجه عربی است. همینطور هم یک آشور شناس نا آگاه به زبان خوزی ممکن است، در تشخیص وام واژه ی سومری در زبان بابلی وحدود تاثیر آنها در زبا ن مردم آن زمان دوچار اشتباه شود.

تذکر:( برای انتقال متن بابلی به تارنما ناچار از حروف الفبای بابلی مانند "ط، ض. .." استفاده نشده است و معادل آنها بکار رفته است.).

شاد باشید.


ه‍.ش. ۱۳۸۹ شهریور ۳۰, سه‌شنبه

تولد اولین ترجمه کتاب زبان سومری را به نشر پازینه شاد باش میگوئیم.

بنام آفریننده مهربان


ترجمه فارسی کتاب" اصول دستور زبان سومری، تاریخ و باستان شناسی" که برگردان کاملی از کتاب مشهور پروفسور دکتر جان. لویس .هیس َA Manual of Sumerian Grammar and Texts (..) استاد سومر شناسی، باستانشناسی و زبانهای سامی: آشوری ، اکدی وعربی دانشگاه کالیفرنیا . برکلی، لوس آنجلس است. در 391 صفحه با قطع وزیری و جلد نفیس " گالینگور" به قیمت کمتر از پنج در صد بهای 224 و 99 صدم دلار قیمت کتاب اصلی انگلیسی در تیراژمحدود 1000 جلد برای چاپ اول جهت علاقمندان و پژوهشگران زبانهای باستانی ایران وبین النهرین ، و دانشجویان فارسی زبان این رشته ها در کشورهای دیگر، توسط "موسسه فرهنگی انتشاراتی پازینه " تلفن های7 ،66975246 و 88006626 و همراه 09121054098 بمدیریت آقای سید علی اصغر شریعت زاده ، که خود از مدیران بازنشسته میراث فرهنگی و صاحب نظر در تاریخ و زبانشناسی و باستانشناسی ایران است ، به تازگی منتشر شده است. و در تارنمای تمایشگاه مجازی کتاب 24 مشخصات بیشتری در دسترس خواننده قرار دارد.

استفاده از این کتاب را به دوستداران فرهنگ و تمدن ایرانی توصیه میکنم ، زیرا در مباحثی که در این تارنما و دیگر تارنماهای خود برای شناخت زبان سومری و مقایسه آن با گویش های فارسی استفاده میکنیم ، این کتاب اساسی زبان سومری که یکی ازکتب اصلی این زبان در مراکز بزرگ دانشگاهی جهان است ، یکی از مستندات مهم ما برای مقایسه تطبیقی است. بدون فراگیری این کتاب امکان درک کتب دیگر سومری با ساختاری که با قواعد فعلی بنیان نهاده شده است، امکان پذیر نیست. اقبال گسترده مردم نسبت به این کتاب انگلیسی زبان سومری با وجودیکه ، زبان سومری درحد انتظار مردم انگلیسی زبان نیست، بحدی است ، که کتاب های جامع زبان سومری در این کشورها بهائی به مراتب بسیار کمتر از این کتاب دارند.



ما دراین سلسله مباحث بدون قصد افسانه سرائی و اساطیر سازی برای شناخت اقوام پیش از تاریخ ایران یا آنان که تمدن ، زبان و گویش های کنونی ایرانی را به یادگار نهاده اند. تنها از دومنبع یافته های باستان شناسی و زبانشناسی سود جسته ایم و خواهیم جست. کوشش میکنیم با همین شیوه پدیده های تمدنی و فرهنگی را، از دید تاریخی ونمود های نوین کنونی ، با یافته های باستانشناسی مقایسه و استنباط خود را بیان کنیم. در کارما غول ها و دیوها به بازی گرفته نمی شوند ، ونقشی به عهده ندارند. هرچند به ناچار گاهی از آنها یاد میکنیم ، ولی تنها مردمی مانند ما زمینی و خاکی هنر آفرینی میکنند، که با امکانات وابزارهای بسیار ساده تری ، تمدن و فرهنگ فرا ایلامی و پیش هخامنشی را با شکوهی اعجاب برانگیز به یادگار نهاده اند، ودر دوره خود بزرگترین افتخارات شگفت انگیزبشری را برای سرزمین مو سیاهان یا " سگیگ یا شو مری" آفریده اند، و بدبختانه در کشاکش دورانها ، تحریف ها و تاریکی های تاریخی، از یاد نوادگان خود فراموش شده اند. و با تلقینات و نیرنگ های بیگانگان طماع ،و مهاجمین غاصب ، نه تنها از یاد فرزندان خود زدوده شده اند. بلکه آنان را بیگانه و دشمن نشان داده اند. زبان آنها واژگونه گردیده است. و این شیوه نادرست معرفی تمدن و فرهنگ آنها و نشر گسترده ای که دراین زمینه ناصواب دردنیا ایجاد شده است. هر روزه این پرده تیره ابهام را، تیره تر میکند. ما باید این پرسش های مهم را دست کم به خود وبرای وجدان تاریخی خود پاسخگو باشیم . و درنهایت به رفع این ابهام ها همت نمائیم.

1- آیا پیش از ایلامی ها سرزمین ما سکنه ای داشته است یا خیر؟ اگر پاسخ مثبت است .کمیت و کیفیت آن اقوام ، زبان ،هنر، مذهب، آداب و رسوم ، بنیانهای اجتماعی، اقتصادی ، سیاسی، نظامی، مذهبی و غیره این اقوام چه سازو کاری داشته است. چند و چون جمعیت ، زبانها و گویش ها، تنوع قومیت ، نژاد، و آداب و رسوم آنها و مانند آنها چگونه بوده است.

2- اقوام مهاجر یا مهاجم و غاصب با چه نفرات و جنگجویان، و ابزاری و با چه شیوه ئی وارد سرزمین ما شده اند، و چگونه برمردم سرزمین ما سلطه پیدا کرده اند؟

3- دشمنان تاریخی سرزمین ما چه ملت هائی بوده اند. دشمنان موردی چه اقوامی بوده اند؟

شاید بسیاری از این پرسش ها پاسخ تاریخی و مستند نداشته باشد. ولی بسیاری دیگر هم در منابع تاریخ پاسخ درست یا نادرست دارند ، تنها باید سره از ناسره تمیز داده شود ، این همت مردم ایران را به یاری می طلبد . برای بسیاری از پاسخ ها ابواب باستان شناسی و زبانشناسی ، انسان شناسی و بسیاری علوم دیرینه شناسی و غیره هر روزه به این طریق مسدود روزنه هائی می گشاید. پویائی یک ملت در این است، که با یا فته های جدید باورهای تاریخی خودرا با حقایق جدید نوسازی و بازسازی کند.

هیچ ملتی نمی تواند ، با ساده لوحی و اعتماد بیجا به دشمن فریبکار آنهم با وجود گزیده شدن مکرر از یک سوراخ ریا ، خانه خود را تحت هیچ بهانه ای برای سروری مهاجم یا مهاجربه بیگانه واگذارد ، و خود بردگی آنها را به اختیار یا اجبار به پذیرد. چنین ملتی بی دانش است، و بطور قطع آینده ای نخواهد داشت، و محکوم به زوال و نابودی است.



مهمترین دلائل ایرانی بودن سومری ها:





1- مهم ترین آئین مذهبی سومر یها یعنی آئین تدفین جنینی آنها و اقوام مختلف ایرانی قبل از ورود ایلامی ها و آریائی ها مانند سومری ها است، و یکسان است.

2- آخرین پاسداران آئین تدفین جنینی و مذهب سومری پارت ها یا اشکانیان هستند.

3- اشکانیان تا سال 150 بعد از میلاد مسیح زیگورات های بین النهرین را باز سازی، ساختمان و تعمیر کرده اند.

4- شولجی دومین شاه سومری اور سوم از 2095 قبل از میلاد و جانشینان او تا سال 2004 قبل از میلاد حدود 70 سال خوزستان ، شولستان و بخش بزرگی از شمال خلیج فارس زادگاه اجداد خود را از تصرف ایلامی های بیگانه خارج و تصرف کرده اند . کتیبه های او و شاهان سومری دیگر در طول هزاران سال تسلط ایلامی ها ،جنگ ها ی بسیاری را برای بازگشت سومری ها به سرزمین اصلی آنها ثبت کرده اند. که در چند مورد پیروزی آنها را بر ایلامی ها و بازگشت به سرزمین مادری نشان میدهند.

5- اوتو - هنگال شاه ایرانی زاگرس میانی ( لرستان و کرمانشاه فعلی ) به کمک سومریان به رهبری اورنامو جانشینان غاصب سارگون اکدی را شکست دادند ، و دوباره سلسله سوم سومریان را در میانرودان به قدرت رساندند.

6- بهترین پاسخی که به مدعیان خویشاوندی زبان آنها با زبان سومری میتوان داد. گفتارهیس در کتاب بالا است. او میگوید: به نظرمیرسد، که زبان سومری زبانی منفرد وایزوله شده است . این بدین معنی است ، که زبان هم خانواده زبان سومری، چه زنده، چه مرده یافت نشده است.اما برای مرتبط کردن زبان سومری با بسیاری از زبانهای دیگر کوشش میشود. نظرات عامه پسند، عبارتند از هم خانواد گی زبان سومری با زبانهای مجاری ، ترکی، قفقازی ، دراویدی وزبان روستائی هندی ، ولی هیچیک از این زبانها پذیرش عمومی نیافته اند . این چنین کوشش ها ئی برمبنای شباهت های سطحی زبانها که ازنظر گونه شناسی شبیه اند، به عمل می آید . .A.Leo Oppenheim خاطر نشان کرده است:" حقیقت آن است ، که سومری با وجود آنکه زبانی بخوبی قابل فهم است ، ولی پیچیده است. این زبانی است، که نمیتوان آنرا به زبان شناخته شده دیگری مرتبط کرد.زبانی که صدها سال فرهنگ آفرید ه است . کوشش برای مرتبط کردن آن با زبانهای کاربردی Polynesia (جنوب هند ) وافریقا درست نیست . مولفین چنین مطالعات پایان نا پذیری ، ثابت میکنند، که یا زبان مادریشان یا زبانی که آنها با آن برخورد کرده اند ، پیوند هائی با زبان سومری دارد.(1971) . Sir Gerard Clauson این بحث را چنین خلاصه کرده است : "سومری به طور بسیار روشن زبانی منفرد است .علیرغم کوشش های متعدد برای جا انداختن پیوند زبانهای دیگر با آن ، صورتهای مضحک ، غیر محتملی ارائه شده است" .(1973). احتمال اینکه ارتباطی ممکن است ، پیدا شود ، سست است . بسیاری اززبانهای پیوندی احتمالاً مرده اند، بدون آنکه ازخود هیچ نوشته ای ثبت کنند . سرزمین مادری سومری ها شناخته شده نیست . ازاین رو روشن نیست، در کجا ممکن است ، زبان هم خانواده زبان سومری وجود داشته باشد . احتمال وجودچنین سرزمینی درهرجا ممکن است ، وجود داشته باشد، که لزوما ممکن است ، در سرزمین سومر نباشد.

7- مدعیان برتر، خویشاوندی زبان سومری اغلب اقوامی با سابقه حکومت ، سکونت ،همجواری مراودات فرهنگی یا بازرگانی وغیره در ایران یا سرزمینهای تاریخی فارس زبان هستند. که بدلیل فرهنگ پذیری زبانها تعدادی واژگان زبان و گویشهای فارسی را حتی دگرگون شده ، با ریشه اولیه فارسی در زبان خود دارند، یا اقوام مهاجر فارس زبان در سرزمین های دیگرهستند. که با دور شدن از اصل خویش و ناآگاهی آنها از سابقه تاریخی خود،زبانی مختلط از ریشه فارسی و زبان سرزمین میزبان را دارند، و اغلب هم پس از گذشت چند نسل تنها بخشی اندک واژگان کهن ، دگرگون شده فارسی را در زبان جدید خود حفظ کرده اند.

فرهنگ پذیری زبان سومری در دوره های پیش از تاریخ از زبانهای سامی ، ایلامی و بسیاری زبانهای ناشناخته دیگر ممکن است ، این توهم خویشاندی یک زبان را در حد چند واژه یا همسانی های سطحی دو زبان از نظر گونه شناسی برای آنها فراهم کند. ولی مشاهده میشود، ظرف بیش از صد سال از شناخت زبان سومری و پژوهشها و انتشارات گسترده در مورد این زبان در سطح دانشگاهی، نه محققین مستقل و نه مدعیان خویشاوندی ، در مورد دستگاه آوائی و دستگاه دستوری زبان سومری به اذعان دانشمندان سومرشناس کار چشم گیری انجام نداده اند. و هنوز خود را در ابتدای راه میدانند. این دانشمندان ادعای مدعیان خویشاوندی زبان سومری را با زبانهای مدعیان مستند دار ، در سطح چند واژ ه وگونه شناسی سطحی مردود می دانند، و بدیهی است ، ادعاهای غیرمستند، و صورتهای مضحک و غیر محتمل با زبان سومری را توهم گوینده می دانند.

دانشمندان سومرشناس دلیل ناتوانی خود را در ارائه دستور زبان درست سومری ، کمبود اسناد مقایسه ای ، و یا گویشوران زبان سومری عنوان میکنند.

ما نیز با ترجمه و نشر کار های ارزنده آنها حاصل تلاش صد ساله آنها را در اختیار دانش پژوهان و مردم ما که علاقمند به دانش راستین زبان سومری هستند ، قرار داده ایم. و به یاری خدا خواهیم داد . باشد که یادگار نیکی برای آیندگان باشد.

ما برای اکثر ابهامات نویسنده کتاب دلیل دقیق و کامل و مستند داریم ، که به یاری خدا در کتاب در حال تالیف خود " دستور زبان تطبیقی سومری و ایرانی" آنرا تقدیم دوستداران تمدن ایرانی خواهیم کرد.

مختصری از کارهای انجام شده را در زمینه های دستگاه های سه گانه : آوائی، واژگانی و دستوری در آینده به یاری حق دراختیار علاقمندان قرار خواهیم داد. انشاا..

زبان سومری در هر سه دستگاه آوائی، واژگانی و دستوری مشترکات بسیاری با گویش های فارسی دارد، و هم خانواده با فارسی بویژه لری و خوزی ، تاتی ، گیلکی، مازندرانی ، کرمانشاهی، کردی، خراسانی، آذری و بسیاری گویشهای ایرانی در سرزمین های تاریخی ایران است.

ما هنوز در زمینه شناخت زبان سومری در ابتدای راه هستیم ، و در این زمینه بیش از صد سال حتی از برخی کشورهای همسایه عقب مانده ایم ، یکی از این کشورها از همان ابتدای شناخت زبان سومری ، با صرف صدها میلیون دلار و حمایت همه جانبه از محققین و سومرپژوهان خود  وبا در دست داشتن کتیبه های بسیار سومری در اکتشافات خود ظرف یک قرن، توفیقی در انتساب این تمدن و زبان به قومیت خود بدست نیاورده است. متاسفانه اکنون وپس از صد سال کتاب بالا نخستین کتابی است ، که با سختکوشی مترجم وفداکاری ناشر برای جامعه ایرانی در تعداد ناچیزی نشر میشود. هنوز حتی یک گویشور این زبان های ایرانی حتی در سطح محققین عالیقدر و دانشگاهی نمی دانند، که زبانی که سخن میگویند، همسانی های بسیاری با زبان سومری دارد. و این نا آگاهی گذشته بسیاری از اقوام ایرانی را مخدوش کرده است و در پرده ابهام برده است.



ما برای نمونه دو جمله افعال سومری را که از دوره سلسله اور سوم در این کتاب آورده شده اند ، و سومرشناسان و آشور شناسان با ترجمه واژگان عبارت ها از طریق معادل اکدی آنها ، مفهوم کلی آنها را که جملات نفرینی است، شناخته اند، برای یک خوزستانی مثلاً شوشتری میخوانیم، ا و بیدرنگ بدون هیچ شناختی از کار سومر شناسان معروف ترجمه درست آنرا به فارسی معیار میگوید. یقیناً او در ترجمه دو جمله زیر:

کتیبه درس12 : nam-ĥa-ba-da-kur5-e نَم خا با دا کُر ِره

کتیبه درس15 : nam-ĥa-ba-an-da-kur5-ne نَم خا بان دا کُر ِر نهِ

خواهد گفت دوجمله جملات نفرینی هستند. معنی جمله درس 12 "( خدا) خواهنده دودمان او نباشد." و در جمله درس 15 معنی " خدایان ؟ یا مقدسین؟" خواهنده دودمان او نباشند."

بدون تردید کتاب اصول دستور زبان سومری ، می تواند راهنمای مهمی برای شناخت گویش های ایرانی و زبان سومری باشد. و  روش مناسبی برای کتب آموزشی زبانهای باستانی ایرانی نظیر پارتی اشکانی و پهلوی ساسانی را نشان میدهد. از طرفی گنجینه و مرجع کم نظیری برای پژوهشگران علوم باستانشناسی تاریخی و زبانشناسی است.





کتاب اصول دستور زبان سومری ، کتابی آکادمیک برای نخستین آموزش دستور زبان سومری است، و پاسخگوی نیاز های اساسی ، نو آموزان زبان سومری ، و پژوهشگرانی است، که هیچ آگاهی در زمینه زبان سومری و تاریخ و باستان شناسی دوره اور سوم ندارند . این کتاب قواعد و روش های موضوعه سومر شناسان و آشور شناسان را همراه دوره های باستان شناسی و زبان شناسی سومری همراه کتابشناسی گسترده ربان وتاریخ سومری درخود دارد،. برای علاقه مندانی که هیچ آگاهی هم از زبان وتاریخ و باستانشناسی سومر ندارند ، یقیناً مشکل گشا میباشد . آنها می‌توانند از این کتاب حتی" بدون معلم" و به صورت خودآموز استفاده کنند. این نو آموزان میتوانند ، با آموزه های این کتاب تحقیقات خود را تا مدارج عالیه این رشته دانشگاهی ادامه دهند.

ما مطالعه این کتاب بسیار سودمند را به علاقمندان توصیه میکنیم. شاد باشید.

ه‍.ش. ۱۳۸۹ مرداد ۲۲, جمعه

مقایسه جزء نفی بی قاعده سومری با گویش های شمال خلیج فارس

مقایسه جزء نفی سومری bara با کلمه wara بختیاری و شوشتری


بمعنی "تمام شد"

کلمه wara یا wahra در گویشهای بالا در نام دومین ماه منتسب به پارسی باستان که از نیمه دوم فروردین تا آخر نیمه اول اردیبهشت ماه میباشد، آورده شده است . سرزمین های خوزستان و بختیاری گرمسیر که از اوائل نیمه دوم اسفند ماه پر از سبزه و گل های لاله سرخ میشوند، در نیمه دوم اردیبهشت پس از تمام شدن ماه دوم پارسی باستان تبدیل به سرزمین های بدون " سوزه" سبزه و " گل تیه سُهر" یعنی گل لاله سرخ میشوند. نام این ماه پارسی باستان thuravâhara است. این عبارت شامل دو کلمه سومری suhur+a , vâra که معنی آن" (گل ) سرخ ها تمام شدند ." میباشد.( مصّوت a در این گویش ها معادل " ها" نشانه جمع فارسی است، وسُهرا معنی "سرخ ها"، اشاره به گلهای سرخ میکند. این دو کلمه در سومری وجود دارند. و حضور آنها در نام ماه های آریائی نشان از زبان مستقل بومیان اولیه ایران، خوزی ها و لر ها و سایر اقوام بومی ایران تاریخی را جدای از زبان آریائی ها اثبات میکند. زیرا سومریان هزاران سال پیش از آریائی ها سابقه سکونت در بین النهرین و بخشی از ایران را در کارنامه تاریخی خود نشان داده اند. وهنگام به قدرت رسیدن هخامنشیان بویژه خاندان داریوش اول هخامنشی و شاهان پس از او این کلمات وجود داشته اند. البته چند ماه دیگر پارسی باستان نیز نظیر ماه adu-kani-sha که از نیمه دوم اسفند تا نیمه دوم فروردین است، معنی " از دو باره کندن " منظور کندن دوباره و لایروبی آبراهه ها و قنوات را در گویش های فوق دارد. وماه پنجم آریائی ار 15 تیر تا 15 امرداد garma-pada بمعنی " گرما - پُخت " بمعنی گرمای پختن منظور گرمای پختن خرما در گویش های بالا است.

به شعر بختیاری ذیل دقت کنید:

خُت گودی گلا که یان، تو تیم ایائی وارهنه همه گلا په کی ایائی

ترجمه به فارسی معیار: خودت گفتی که هنگامیکه گل ها در آمدند، تو نزد من می آئی

گل ها همه تمام شدند، پس کی می آئی.



پروفسور آرنو پوبل سومر شناس معروف در کتاب خود " زمینه های دستور زبان سومری" کلمه منفی ساز bara را یکی از اجزاء نفی میداند، و آنرا حالت قطعی و شدید نفی افعال نشان داده است، و آنرا یکی از اجزاء بی قاعده نفی سومری میداند. در اینجا بند های 637- 637 کتاب ایشان از آلمانی ترجمه و تقدیم دوست داران تمدن ایرانی میشود.



2. کلمه bara- بصورت جزء منفی.

637 – برای کاربرد بی قاعده نفی bara- ، با معنی منفی بند 638 دیده شود.

638- ب – نشانه نفی bara- بمعنی" قطعاً نیست."، " ابداً" و مشابه آن ، سبب میشود، که یک نفی قوی تر ازصورت nu- در سومری در عبارات آورده شود. این خود نشان میدهد، که اغلب، نشانه های نفی به درجاتی معنی نفی را بیشتریا کمتر در عبارات سومری نشان میدهندد.

مثال: Hammurabi-men, û(d)-ullia-ta lugal-lugal-ene-r bara-(i-)n-dímm-a dUtu,-lugal-m(u,-)a hu-muna(-’)-du بمعنی" آنجه از گذشته های دورترهیچ شاهی از شاهان پیشین نساخته است، من حمورابی ، برای شماش ( شمس) سرورم ساخته ام."،LIH 5832-40 ؛ یا درعبارتdari-dagall-a-$ù ki-surr-a-dNingirsuk-ak-e bara-mu-bal-e, pà-bi $ù-bal-bara-(i-)ag-e, na--u-a-bi bara-(i-)padd-u بمعنی" بکلی برای ابد او( آن اومائی) هرگز به قلمرو نینگیرسو وارد نخواهد شد ،( به قلمرو نینگرسو تجاوز نخواهد کرد.) هرگز خندق مرزی آنرا ....د، وهرگز استل ( علامت مرزی) آنرا تخریب نمی کند." ، کتیبه ستون لاشخور ها از Eannatum Vs. 2016 -213 ؛ یا enna-ba-(n-)ra-(i-)n-ta-ri-(e)nn-a-$, enna-ba-(n-)ra-(i-)n-ta-zig-aenn-a-$ u bara-(i-)n-da-b-kú-e(n), a bara-(i-)n-da-b-nag-e(n) بمعنی تا تو از او گریزانی، تا تو خود را برتر از او میدانی ، تو بهیچ وجه نباید با او هم غذا شوی ، بهیچ وجه نباید با او آب بنوشی." CT 16, 12ff56.57 ؛ یا gìr(i)-nene gìr-ani-ta nara-(i-)n-tem-m-aene, bara-(i-)n-gí-gí-ene بمعنی" قدم های او ، هرگز دوباره برقدم های او گذاشته نمی شود." ،ASK Nr. 11 kol. 269-71 ؛ یا ku$-lugallu- … (-k) bara(i-)n-tem-ad-a(n). bara-(i-)n-gí-gí-(i)d-e(n) بمعنی" به جسم انسان، توخود دوباره نزدیک میشوی." CT 16, 12ff. kol. 523 ؛ یا [ ….-dInnana(-k)]-ta á-zu bara-mu(-’-i?-)n-gí(-en) معادل اکدی [ina….d]I$tar idka la tanîTamma, 4 R 23 Nr. 23 ؛ یا ‹ul-gál igi-bi bara-(i-)n-da-nigin معادل اکدی limnu pani$u la ussahha[r$u], ، 4 R 13 Nr. 38 .



لطفاً مطالب را دنبال کنید.

شاد باشید.

فریدون عباسی

ه‍.ش. ۱۳۸۹ تیر ۲۲, سه‌شنبه

پیشوندهای imma-,im-mi-برای افعال سومری "آمدن"،" نهادن" وماندن،

مقایسه فعل "آمدن" در فارسی و گویش های ایرانی


با پیشوند های سومری

im-ma- وim-mi یا ima وimi

ابتدا باید گفت ، که این موضوع به شیوه ای دیگر و به اختصار برای مردم انگلیسی زبان در وب سایت دیگر مولف به زبان انگلیسی آورده شده است، ولی در اینجا به منظور آشنائی پارسی زبانان آنرا با جزئیات بیشتری تقدیم دوست داران تمدن ایرانی میکنیم.

فعل " آمدن " در گویش های شمال خلیج فارس واکثریت گویش های همخانواده با پارسی با ریشه "مَه ma" در وجه ماضی و ریشه "مِه me" در وجه مضارع یا حال و آینده شکل میگیرد. ما استثائات از این قاعده را در فارسی معیارو چند گویش دیگر مشاهده میکنیم.

در گویش بختیاری ،شوشتری ،دزفولی ،لری ولر زبانهای شمال خلیج فارس ریشه ma در وجه ماضی که معادل وجه "خمتو" در سومری است ، آورده میشود، ولی علاوه بر آن ،معادل آن ریشه wa هم مختص زبانهای بختیاری و لری است. در این گویش های لری این ریشه با دو چندانسازی صامت mو w بصورتهای " wwa" یا mma"" هم با تکیه صدا بر صامت دوم همراه با پیشوند زمان استمرار فعل آورده میشوند. دراین زبانها یا گویش ها، پیشوندهای نشانگر زمان استمرارفعل طیف گسترده ای از پیشوند mi فارسی معیارو صورتائی با هجای me,mo,mu ویا با مصّوتهای "a-, e-, i-, o-, u- رانشان میدهند. بطور نمونه صورت: im-ma یا iw-wa در گویش بختیاری با تکیه بر صدای صامت دوم m یا w بمعنی "می آمد" آورده میشود، که معادل فارسی معیار " می آمد" یا mi-amad است.

همانطور که دیده میشود، عبارت فارسی معیارmi-amad انحرافی از صورت معیار ریشه فعل دارد، و پیش از ریشه فعل وجه ماضی 'ma' یک پیشوند اضافه a را نشان میدهد، که برابر گفتار کنونی مردم هرمزگان برای وجه ماضی استمراری فعل " می آمد" ، بصورتهای" a-ma/o " یا 'a-ma-d'( آ- مَه، آمو) آورده میشود.

از نظرکاربردی ریشه" آمدن" که در اصل نشاندهنده فعل ماضی مطلق است. باید در این گویش ها هم چیزی مانند " ma,ma-d یا wa,wa-d" تلفظ شود. ولی به ندرت این گویش ها برای فعل ماضی مطلق صورتهای مستقلی را ارائه میدهند، وبیشتر برای بیان فعل ماضی مطلق "آمدن" ، فعل ماضی استمراری را، با مفهوم ماضی مطلق هم استفاده می کنند. یعنی ماضی استمراری را بجای هر دو مفهوم دوگانه زمان ماضی استمراری و ساده استفاده میکنند.شاید انحراف معیار زبان فارسی نو ناشی از کاربرد تاریخی فعل "a-ma" مینابی باشد.

صورتهای دوگانه imma و immi درنوشته های سومر شناسان معروف، پیشوند های صرف فعل بشکل های imma-,im-ma,i-ma-,ima, immi-,im-mi-,i-mi-,emma-,emmi- وغیره معرفی شده اند. وبا وجود پاسداشت ما از اکدیان ، هیتی ها واقوام باستانی، بخاطر تهیه فهرست لغات دو زبانه و چند زبانه مانند : سومری - اکدی، سومری -اکدی - هیتی وغیره و عرضه تلفظ تقریبی صدای هجا ها، و خوانش اندیشه نگار های سومری براین اساس؛ و همینطورسومر شناسان جدید بخاطر تلاش صد ساله آنها برای آفرینش دستور زبان سومری برمبنای کار اکدیان و دیگران از کتیبه های چند زبانه. باید اذعان کرد، که انحرافات بسیاری نیزدر دستگاه های آوائی زبان سومری بخاطر عملکرد دوگانه دستگاه آوائی اکدی و سومری رخ داده است، که درک تلفظ درست کلمه سومری را در موارد متعددی مشکل کرده است. مثلا صدای صامت های چ، ژ؟،غ، ف؟، ق وه ، چند گونه صامت d وr وغیره؛ ومصّوت o ومصّوتهای مرکب ou,aw,ey,ay و غیره رابه احتمال بسیار، در دستگاه آوائی سومری حذف کرده اند، یا توان ، ویا نیازی برای انعکاس آنها نداشته اند. هنوزهم در عربی بجای"پ،چ،ژ، گ" فارسی "ب،ش،ز،ج "آورده میشود. مثلا: گرگان را" جرجان" تلفظ میکنند. سومریان ، اکدیان وسایر اقوام باستان عموماً از فواید طراحی وکاربرد دستور زبان آگاه نبوده اند. بهمین دلیل هیچ یک از این اقوام چیزی بمفهوم امروزی، دستور زبان نداشته اند. آشور شناسان جدید از طریق مقابله زبان اکدی با زبانهای سامی هم خانواده با زبان اکدی و آشوری توانسته اند، دستور زبان نسبتاً مطلوبی رابرای اکدی و آشوری بنیان گذاری کنند.ولی برای بازسازی دستور زبان سومری ،این امکان بدلیل ناشناس ماندن زبان هم خانواده زبان سومری و عدم دسترسی به گویشوران این زبان تاکنون میسرنبوده است. بناچار سومر شناسان با ابزار و مواد موجود، اقدام به طراحی و آفرینش دستورزبانی کرده اند، که تنها درمورد، دستگاه واژگانی سومری بدلیل وجود فهرست لغات چند زبانه سومری - اکدی وغیره مفاهیم لغات از اعتبار بیشتری برخوردارند. ولی در مورد دستگاه آوائی و تلفظ درست کلمه و هجا تردید های بسیاری وجود دارد، و یک اطمینان نسبی ضعیف هم وجود دارد ، واما در موردمشخصه های دستگاه دستوری خودساخته، آنها خودنیز به ضعف خودآگاه هستند، و منصفانه به شکست خود معترف هستند. تا حدیکه هنوزهم پس از صد سال تلاش در این آوردگاه قادر به توافق در مورد یک دستور زبان واحد برای زبان سومری نیستند. ولی هزاران مقاله وکتاب در مورد، مشکلات آوائی ودستوری طراحی شده خود، عرضه میکنند، وبا پایمردی برای توجیه هرواک، کلمه وعبارت آن تلاشی تحسین برانگیز بنمایش میگذارند.

بنا براین، ما که اکنون بناچار باید از حاصل تلاش اکدیان و سومر شناسان برای مقایسه زبان سومری با گویش های شمال خلیج فارس و بطور کلی گویش های زبان فارسی استفاده کنیم، نا چار هستیم این انحرافات را با گویش های موجود ،در نظر داشته باشیم،اگر بتوانیم آنها را یافته و با قالب مناسب نمایش دهیم. بدیهی است، در این مسیرنا هموارو انتخاب شیوه آزمون وخطا، امکان وجود بن بست در مسیرنیز وجود دارد. مهم دقت و ممارست و کار وتلاش بسیار است.آنچه مسلم است، در حال حاضر گزینه ای بهتر از گویش های فارسی برای مقایسه با سومری در دنیا وجود ندارد. با وجود این، این گویش ها هم فاصله ای تاریخی بطول حداقل چند هزار سال با زبان سومری دارند، و تحولات تاریخی ، آنها را با تغییرات بسیار مواجه کرده است، که این طریق را سنگلاخی و گاه با بن بست روبرو میکند. مهم نا امید نشدن و تداوم راه و هدف میباشد.

مثلاً: در سومری عبارت ساده فعل ماضی استمراری با فعل" نهادن" که مفاهیم " گذاشتن"، " بناکردن، بنا نهادن" و معانی متعدد دیگری دارد.

برای دو لهجه سومری برای سوم شخص مفرد بصورتهای: mu-na-du3,e-na-du3 وi-na-du3 وجوددارند.

همین عبارت فعلی برای سوم شخص جمع بشکل های mu-na-an-du3, e-na-an-du3 و i-na-an-du3 است.

( توجه شود، که فعل پارسی باستان زبان آریائی " کراتن=کردن" چند هزار سال بعد با ورد آریائی ها و به حکومت رسیدن آنها جایگزین افعال "وندن، نهادن، آمدن و..." زبان فارسی شده است.)

سومر شناسان پیشوند های mi-,e- وi یا i3 =ni را پیشوند های اجباری "صرف فعل" می نامند، که درست آن " پیشوند زمان فعل " است .ولی آنها کاربردی برای آن نمی شناسند. ازا ینرو، در ترجمه ماضی استمراری را بدون کاربرد این پیشوند، ماضی ساده نشان میدهند. و عبارت فعل گونه را " ساخت" می دانند. که بنظر ما انحراف نخست آنها از ساختار درست زبان سومری است.

ما می دانیم ، که در فارسی و گویش های همخانواده با آن نظیر بختیاری، لری،خوزی وغیره بلافاصله پس از پیشوند زمان فعل ریشه فعل آورده میشود. ولی دومین اشتباه بزرگ سومر شناسان این است، که جایگاه ریشه فعل را که دراین عبارات هجای naازریشه nađan بختیاری و "نهادن" فارسی است، با اصطلاح ابداعی خود dimensional-infix" میانوند ابعادی "می نامد، و بسیاری توجیهات خود ساخته برای این ابداع خود دارند. این موضوع بی نیاز از توضیح است، که برای افعال مختلف ریشه های افعال گوناگونی استفاده میشود، که لزوماً، واجد ترکیب na یا دارای صامت n نیستند. در اینگونه موارد با تلاش بسیار و لفاظی بینظیر فرافکنی میکنند، وآنرا به ساختار زبان سومری، نظیر مسئله ای نگارشی ...، یا اشتباه کاتب سومری یا اکدی مرتبط می دانند. چون سومین نشانه یعنی واژک du3 را ریشه فعل می دانند. (که اشتباه چهارم آنها است.) ناچار در سایر عبارات فعلی که اغلب این واژک وجود دارد، آنرا بجای معنی اصلی عبارت، " ساخت" ترجمه میکنند، و در غیاب این واژک که بیشتر در افعال وجه مضارع اتفاق می افتد.نشانه دیگری مانند ni را که بسیار شبیه du3 است، به اشتباه du3 تصور می کنند، و "ساخت" ترجمه میکنند. یا مثلاً صورتهای دیگرافعال ماضی ساده را بدون توجه به تفاوت صرفاً با مشاهده نشانه du3 در انتهای عبارت فعلی "ساخت" ترجمه می کنند.

مثلاً: عبارت فعلی in-du3 بمعنی " اندود(کرد)" از مصدر" اندودن" یا" کاه گل کردن (پشت بام) را با ترجمه واژک du3 بصورت ریشه فعل وتطبیق -i برای پیشوند صرف فعل و /n/ میانوند ابعادی" ساخت" ترجمه میکنند. یا صورت مضارع e-ni,i-ni,e-ne2 وi-ne2 بمعنی "میسازد"را بدلیل شباهت نزدیک du3 وni اشتباه کاتب می دانند، و آنرا e-du3 و i-du3 آوانویسی وبجای "میسازد" ، بصورت" ساخت" ترجمه میکنند. ومیانوندی نظیر صامت (n) را ابداع میکنند، و آنرا " وند یا میانوندشخص" می نامند. ولی چون این میانوند ابداعی در افعال سوم شخص مفرد در سومری مانند گویش های فارسی وجود ندارد، باز هم با فرافکنی آنرا توجیه میکنند.و هنگامیکه به یک عبارت از وجوه جمع نظیر سوم شخص جمع سومری e-na-an-du3 یا mu-na-an-du3 میرسند.با شادمانی صامت n از نشانه an را که در زبان سومری و گویش های بالانشانگر جمع شخص در فعل است، سند استنباط درست خود برای فقدان نگارشی وند شخص می نامند.

( دقت گردد، کاربرد هجای ni بصورت i3 نادرست است، زیراni برابر دو واژگ فارسی پیشوند زمان استمراری فعل، بمعنی" نمی" میباشد، و در اصل ni=/n/+/i/ است . صامت n نشانه نفی فعل و i- = mi و"ای" بختیاری ( معادل سومری) و"می" فارسی نشانگر زمان ماضی استمراری است ، و "نمی"و"نی" در فارسی وگویش بختیاری( مانند سومری) نشانه نفی فعل ماضی و مضارع استمراری است.).

با توجه و دقت به توضیحات بالا روشن میشود، که عبارت های im-ma و im-mi یا ima=e-ma و imi= e-mi دو صورت کامل عبارت فعل ماضی ومضارع استمراری از فعل" آمدن" برابر گویش های شمال خلیج فارس هستند.

عبارات e-ma ،i-ma، i-wa معادل e-ma-id,i-ma-id یا e-wa-id هریک عبارت ماضی استمراری بمعنی " می آمد." هستند ،که اغلب در همین گویش ها با یا بدون واژک /id/ یا حتی صامت /d/ بصورت ماضی ساده هم بمعنی "آمد." استفاده میشوند، و در اصل a-ma-id احتمالاً در برخی گویش های شمال خلیج فارس ، باید معانی " می آمد " و " آمد" را داشته باشد ، ولی در فارسی نوبرای حالت ماضی یا مضارع استمراری ریشه افعال نیاز به پیشوند mi پیدا میکنند . i-mi=e-mi=e-wi هم یک عبارت مضارع استمراری بمعنی "می آید." است. ولی چون سومرشناسان این صورت ها را هم پیشوند اجباری صرف فعل میدانند، و آنها را در ترجمه نا دیده میگیرند، ومکان ریشه فعل را در عبارت درست تشخیص نمی دهند. تنها در برخی عبارات با افعال مرکب، از طریق مفاهیم سایر کلمات، عبارت فعلی را ترجمه میکنند ، که مفهوم فعل "آمدن" در آن یا دیده نمی شود، یا بسیار کمرنگ است.برای نمونه" عبارت im-ma-ra2 بمعنی" می آمد(و) میرفت ." راشاید "رفت" یا "رفت وآمد" ترجمه کنند ؛ یا عبارت im-mi-dug4 معادل عبارت بختیاری im-mey-dong بمعنی " آغاز سخن میکند." یا " به سخن می آید." یا " به حرف آمد."،رامیرساند، ولی نهایتاً این ترجمه بندرت دیده میشود.



پیشوند های صورتهای فعل " ماندن" mu-un- برای ریشه فعل ماضی ساده

im-ma-an-(de/du3) وim-ma-ni برای ماضی و مضارع استمراری

صورت هائی مانند: mu-un-du3 یا mu-un-an-du3 که در منابع سومر شناسان " ساخت "ترجمه شده اند، بکلی نادرست هستند. زیرا در اینجا ریشه فعل " ماندن" بصورت,دو هجائی mu-un یا mun بشکل CVC است. وزمان ساده فعل ماضی را نشان میدهد، و در اینجا mu پیشوند نشانگرزمان فعل نیست.بلکه جزئی از ریشه فعل است. و به قرینه زبان فارسی باید برای زمان مضارع فعل " ماندن" از ریشه mu-ni یا mu-ne2 استفاده شود. در عبارات فعل گونه ای، دارای صورت هایim-ma-an-(du3) وim-ma-ni/ne2 هم چنین رویدادی برای ساخت ریشه فعل " ماندن" مشابه زبان بختیاری مشاهده میشود. بدلیل این تشابه ظاهری ریشه فعل " آمدن " و" ماندن" در گویش بختیاری برای فعل " آمدن " بیشتر از iw-wa یا صامت w بجای صامت m استفاده میشود. در اینجا دیگر عبارت im-ma پیشوند زمان فعل استمراری نیست. بلکه بخشی از آن بصورت ma بشکل ma-an-(du3) و ma-ni/ne2 صورت های فعل ساده ماضی ومضارع " ماندن" را می سازند. ودر سومری هنگام ساخت صورت های ماضی و مضارع استمراری درست از پیشوند زمان استمراری mi2- معادل فارسی معیار استفاده میشود. مثلاً: عبارت سومری معادل "می ماند" بشکل mi2-im-ma-an-(d..) برای ماضی سود می برد. یا در گویش بختیاری بجای mi2 در عبارت مضارع استمراری : im-ma-ni-dug4 بمعنی " سخن می ماند" یا " کلام می ماند." است.در اینجا برای تشخیص درست مفهوم عبارت باید به وجود یا عدم وجود هجای ni=ne2 توجه شود. در پاره ای موارد از عبارات mi2-im-ma-na- یا im-ma-n هم برای مفهوم آینده در گذشته؟ استمراری درگویش بختیاری استفاده میشود.

برای مشاهده مثالهائی از پیشوند های سومری im-ma- وim-mi- به سایت www.irsu.blogspot.com مراجعه شود.

ه‍.ش. ۱۳۸۹ تیر ۱, سه‌شنبه

ترجمه بخش نخست کتیبه ب از شولجی بزرگترین شاه سلسله اور سوم



شولجی


دومین شاه سلسله اور سوم شاه شول - جی فرزند اور نامو سر سلسله اور سوم است. به گفته جان هیس این نام درگذشته دون- جی خوانده میشد، ولی امروزه تقریباً ، تنها بصورت شول جی خوانده میشود. او میگوید:" معمولاً جزء نخست این نام "شول" معنی " مرد جوان" را دارد... عنصر gi احتمالاً مشابه عنصر gi دراسم مکان ki-en-gi بمعنی "سومر" میباشد. ( در گویش - ب ul $ معنی " بورنیدن یا نعره زدن گاو نر، مرد جنگجو... را دارد.).

کتیبه ای که در دو قسمت در زیر از انگلیسی ترجمه میشود، با وجودیکه متن انگلیسی با واقعیت زبان سومری از دیده ما نقایصی دارد،( مثلاً سطر اول آوانویسی کتیبه که حمد وثنای خدا است، و بصورت عبارت 1-lugal-e mu-ne2 nig2/nik2-ul-$e3 بمعنی " سرور من است ، آن (خدای) نیک جاوید" در ترجمه به انگلیسی دیده نمی شود. ولی از نظررساندن مفهوم متن سومری به مقدارلازم قابل قیول است.

در قسمت اول این متن ما به سه نکته مهم اشراف پیدا میکنیم: نخست آنکه تعلیم و تربیت در تمدن سومری مقامی ارجمند داشته است، دودیگر اینکه سرزمین سومرو احتمالاً ایران غربی در آن عهد هنوزوضعیتی مشابه حیات وحش کنونی افریقا را داشته است. و در همین دوره اهلی کردن بز،اسبهای وحشی ، گاوها گاومیش ها و فیل ها ورونق تجارت حیوانات وحشی و گوشت آنها در جریان بوده است. و در آخر ابداع ، تکمیل وقدرتمند کردن سلاح های جنگی توسعه یافته است.

شولجی چهل وهشت سال سلطنت کرد، و ودر دوره او پادشاهی اور سوم بالاترین توسعه ارضی و پیشرفت را داشت.و بخشی از شمال خلیج فارس را که زادگاه اجداد او بود، از دست ایلامی های بیگانه آزاد کرد، و در تصرف خود داشت.

نشانه gi که در گویش های شمال خلیج فارس ریشه فعل "جستن" است ، در نام او و کلماتی مانند اسم مکان ki-en-gi بمعنی سومر یا در گویش ش gu14-(h)en-gi بمعنی " جای بزرگ خیز" و بگفته نوح کرامر amar-gi یا بقول سومر شناسان جدید da-gal-gi بمعنی "آزادی" معادل گویش ش a mar2-gi یا گویش ب da-kalo-gi بمعنی "از مادر (بزرگ) زاده " میتواند با گویش های شمال خلیج فارس معنی استعاره ای " آزادی" را داشته باشند. زیرا در فرهنگ ایرانی نوزاد با ضرب المثل " از هفت دولت آزاد است" همین مفهوم را میرساند.

در گذشته نه چندان دوراستان کهگیلویه و بویر احمد فعلی نام باستانی خود شولستان یا مهد دلیران را داشت. وهمراه با استان چهار محال و بختیاری بخش هائی از استان فارس بودند.

سفر نامه ممسنی تالیف میرزا فتاح خان گرمرودی 1370انتشارات مستوفی.ص32 میگوید: " در زمان ساسانیان ایالت فارس را به پنج "کوره" (شهرستان)تقسیم میکردند،ویکی از این پنج قسمت را "کوره قباد" می نامیدند،ومرکز یا کرسی کوره قباد "ارجان" (نزدیک بهبهان .م) نامیده میشد. شهر باستانی ارجان در کنار رود "مارون"قرار داشت رود خانه مارون مرز بین فارس و خوزستان بود...". ولی کوره یا kur-re در منابع سومری چه معنی دارد. عبارت سومری lugal kur-kur-ra بمعنی " شاه سرزمین ها /آبادیها" و بسیاری موارد مشابه یا جملات دارای عبارت kur بمعنی شهر یا سرزمین ،که به تکرار در بیشتر کتیبه های سومری آورده میشوند. اولین همسانی معنی آنرا با زبان پهلوی ساسانی و حتی تا دوره های اخیر و رابطه این زبانها را با سومری نشان میدهند. ما به افتخار مردم شولستان کتیبه زیرراکه از شولجی بمعنی" برخاسته از شول" ، وبزرگترین شاه سومری سلسله اور سوم است، به هم وطنان ساکن سرزمین شول ها و همه دوست داران تمدن کهن ایرانی تقدیم می نمائیم . شادو سر فرازباشید.

ترجمه کتیبه B شولجی معروف به کتیبه مدیحه سرائی شولجی برای خود


1-10. برای مشهور کردن نام خود برای همیشه ، تا روزگاران دراز، ورساندن به آیندگان ، روزگارباز آمدن اشعار حماسی پهلوانی های او، آوازه های قدرت او، و شهرت پایداربیمانند خرد او، شاه شولجی ، شاه اور ،که آن دانش مکتوم و نهفته سروده های پیشین پسر نیرومند نین سومون را آورده است. اوقدرت اورا در سرود خود ستایش میکند، ودانش ذاتی برتر اورا تمجید میکند.




11-20.من شاه از نسل یک شاه وزاده یک ملکه هستم. من شولجی نجیب زاده شایسته، با سرنوشتی خجسته از مادر زاده شدم. هنگامیکه کودک بودم ، به مدرسه رفتم . آنجا هنر نگارش را از لوحه های نوشته سومری و اکدی آموختم. هیچ یک از بزرگ زادگان ( درمدرسه) چون من نمی توانستندبر لوحه بنویسند. مردمی بودند، که مرتباً برای کسب معلمی، در هنر نگارش تلاش میکردند . من شایستگی کامل در جمع وتفریق حساب، وحسابداری را داشتم. نانیبگال و نیسابه دادگر دانش و هوش مرا آفریدند. من کاتب مجربی هستم، که هیچ چیز را فراموش نمیکنم.

21-38. هنگامیکه بزرگ شدم . عضلاتی چون یک شیر جوان، تازنده ای چون یک اسب شنگول وسرزنده در تاخت داشتم. خدای ایلو برای من شادی آورد، در شادی من خدای انلیل با نظر لطف در باره من سخن گفت.آنها عصای رهبری را به پاس شایستگی من بمن دادند. من پای خود را بر گردن سرزمین های دشمن گذاشتم. شهرت اسلحه من تا جنوب مستقر شده است. پیروزی من در سرزمینهای کوهستانی تثبیت شده است.هنگامیکه من رهسپار جنگ وستیز برای جائی که انلیل فرمان میداد، بودم. من در پیشاپیش سپاهم حرکت میکردم ، و سرزمین دشمن را برای پیشگامان سپاهم ( از دشمن) پاکسازی میکردم. من شور وشوق بسیاری برای مهارت در کاربرد سلاح های گونا گون دارم. نه تنها درزوبین اندازی و نیزه زنی مهارت دارم ، بلکه در پرتاب سنگ با یک فلاخن ماهر هستم.کلوخه های سنگی با سنگ دانه های پراکنده خود که با فلاخن پرتاب میکردم ، در اطراف چون باران شهاب پرواز میکردند. و باشدت پرواز به هدف میخوردند.

39-51. ترس واغتشاش را در سرزمین بیگانه می پراکندم. اتو نوجوان محبوب کوهستان چون سرچشمه ای الهی بمن پشت گرمی و شوق نبرد میداد. من با او در هر برآمدن روشنائی نجوا میکردم.او خدائی است، که با نظری مساعد ، مرا درجنگ یاری میدهد، و مرا می پاید. در آن جنگ ها، در آن آوردگاه ها صدای چکاچک اسلحه اتو شنیده میشود و برق اسلحه او میدرخشد. این شد، که من توانستم اسلحه های سرزمین های کوهستانی را روی زانوبشکنم . و در جنوب یوغی برگردن ایلام نهادم. من مردم سرزمین شورشی را درجای خود نشاندم. اکنون هیچیک از آنها نمی تواند، در برابر اسلحه من ایستادگی کند. من آنها را چون بذر غله در سومر واکد پراکنده کردم.

52-55. بگذار از آنچه کرده ام برخود ببالم. آوازه قدرت من تا دوردست ها گسترده شده است، وبسیار وسیع است. هوش وخرد من بسیار دقیق است. آیا کارهای بزرگم بی نیاز از هر توصیفی نیست؟

56-76. در سلطنت گام های بلندی به پیش برداشته ام، درتجارت کاملاً بی پایان اسباب حصیری ، ومحصولات بیشه زارها ، شکار فیل وحشی پشت فیل وحشی ، حیوانات وحشی دشت، پیشرفت مداوم داشته ام؛ و من پایانی شجاعانه برغرش شیر در دشت های مختلف شیران نر نهاده ام. اژدها های ( مارهای؟) دشتها را ، هرجا که،از هر جا می آمدند، و به هر جا که میرفتند. از خروشیدن بر آنها شانه خالی نمی کردم، من در شکار وحوش هرگز در کمین گاه به انتظارشکار آنها نمی ماندم ، بلکه برای مقابله با آنها نبرد من با اسلحه و رویاروئی بود. من از سلاح پرتابی ، هنگامیکه میتوانستم نیزه را در گلوی شکار فرو کنم، استفاده نمی کردم. من از غرش وحوش نمی هراسیدم. من آن کسی نیستم، که از پناه گاهم عقب نشینی کنم ، ولی مانند زمانی که یک دلاور جنگجو یک جنگجوی دیگر را از پا در می آورد، من هرچه که لازم بود ، بسرعت در دشت با ز انجام میدادم.در آن صحرا ها، آنجا که راه فرار وحوش به بن بست میرسید، من غرش آنها را به تسلیم تبدیل میکردم. در آغل گوسفندان، و پرچین گاوها، در آنجا ، سر ها به آرامی بر بالین بود. من چوپانهای ایل را از مشقت آزاد کردم. بگذار هیچکس هرگز وهیچ وقت در باره من چنین نگوید": آیا براستی او توانست ، خود به تنهائی وحوش را مقهور کند ؟" شمار شیرهائی که من با اسلحه خود کشته ام ، بی حد وحصر است، مجموع آنها ناشناخته است.

77-80. بگذار از آنچه کرده ام برخود ببالم. آوازه قدرت من تا دوردست ها گسترده شده است، وبسیار وسیع است. هوش وخرد من بسیار دقیق است. آیا کارهای بزرگم بی نیاز از هر توصیفی نیست؟

81- 94 . منم شولجی ، خدای جوانمردی، و مردانگی، برترین جنگجوی سپاهیان ایل . هنگامیکه من زه کمان بزرگ خود را( به زور بازو) برآن استوار کردم، هنگامیکه من تیر های مناسب کمان بزرگ خود را تهیه کردم، من به نیروی کامل بازوی خود با آن به گاو نر وحشی، گاو نر آسمانی ، ماده گاو وحشی و گاومیش وحشی (بوفالو) تیر اندازی می کردم. آنگاه که آنها ازمیان دامنه های کوهستان ها عبور میکردند، من تیر های خار دار خود را با تمام قدرت بسوی آنها پرتاب میکردم.

( یک سطر کتیبه نا خوانا است.)

آنگاه که آنها از پا درآمده، ودردشت فرو می ریختند(؟)، من آنها را چون تل های قدیمی رویهم می ریختم. من سرهای آنها را در گودال های زمبن ، بصورت خرد شده دفن میکردم. برای (رمه )خرهای نر( واسبهای ) وحشی دام گستری نمی کردم، تله در گودال های سرپوشیده نمی گذاشتم. به آنها تیر اندازی نمی کردم. ولی من آنها را مانند رقیبانی در میدان اسب دوانی( با اسب ) دنبال میکردم. من سعی برای محاصره کردن آنها برای کشتن کره های جوان ضعیف آنها ، مانند کاری که مردم برای نابودی کره های لاغر انجام میدادند، نمی کردم.

95-113.هنگامیکه یک گرازستبر وحشی ؟ در دشت میدوید، من سینه اورا با یک تیر سوراخ میکردم ، و تنها با یک تیر اورا از پا در می آوردم. در تیر اندازی هیچ یک از مردم قبیله من ازگروه سپاهیان نمی توانست درتیر اندازی با من برابری کند. من مردی تیز بین هستم، و دقت نظر دارم. هنگامیکه من ... با (صدای رعد آسا) سپاهیان پراکنده (در معرکه جنگ) رارهبری میکردم، من بهتر از همه ، چگونگی ضربه زدن به دشمن، و تاخت چون برق پرتو افکن آسمان را میدانستم. به هرکس ( با گرز) ضربه میزدم از جایش بر نمی خاست. ( یک سطر خوانا نیست.).

من می توانم یک گلوله یا گوی ؟ را ، حتی اگر یک تخته سنگ باشد، به بالاترین ارتفاع پرتاب کنم. من میتوانم، بسرعت برق با فلاخن اندازی دشمن را به زیرکشم . من شولجی، میتوانم یک بز وحشی را با یک حرکت سریع بگیرم؛ هیچ چیز تاب مقاومت در برابر قدرت مرا ندارد.... بمن داده نشده است. هرجا که، اقدامات خود را رهبری کرده ام، من همیشه به چیز هائی دست یافته ام، هنگامیکه من از بیابان برمیگردم ، من همیشه چیز های بیشتری برای ... وبرای نینسومون ، مادرم می آورم. من از پنج جهت از 10 جهت( از همه جهات) پسر او هستم.

114-117. بگذار از آنچه کرده ام برخود ببالم. آوازه قدرت من تا دوردست ها گسترده شده است، وبسیار وسیع است. هوش وخرد من بسیار دقیق است. آیا کارهای بزرگم بی نیاز از هر توصیفی نیست؟

پایان بخش اول  شاد باشید.