ه‍.ش. ۱۳۸۹ تیر ۲۲, سه‌شنبه

پیشوندهای imma-,im-mi-برای افعال سومری "آمدن"،" نهادن" وماندن،

مقایسه فعل "آمدن" در فارسی و گویش های ایرانی


با پیشوند های سومری

im-ma- وim-mi یا ima وimi

ابتدا باید گفت ، که این موضوع به شیوه ای دیگر و به اختصار برای مردم انگلیسی زبان در وب سایت دیگر مولف به زبان انگلیسی آورده شده است، ولی در اینجا به منظور آشنائی پارسی زبانان آنرا با جزئیات بیشتری تقدیم دوست داران تمدن ایرانی میکنیم.

فعل " آمدن " در گویش های شمال خلیج فارس واکثریت گویش های همخانواده با پارسی با ریشه "مَه ma" در وجه ماضی و ریشه "مِه me" در وجه مضارع یا حال و آینده شکل میگیرد. ما استثائات از این قاعده را در فارسی معیارو چند گویش دیگر مشاهده میکنیم.

در گویش بختیاری ،شوشتری ،دزفولی ،لری ولر زبانهای شمال خلیج فارس ریشه ma در وجه ماضی که معادل وجه "خمتو" در سومری است ، آورده میشود، ولی علاوه بر آن ،معادل آن ریشه wa هم مختص زبانهای بختیاری و لری است. در این گویش های لری این ریشه با دو چندانسازی صامت mو w بصورتهای " wwa" یا mma"" هم با تکیه صدا بر صامت دوم همراه با پیشوند زمان استمرار فعل آورده میشوند. دراین زبانها یا گویش ها، پیشوندهای نشانگر زمان استمرارفعل طیف گسترده ای از پیشوند mi فارسی معیارو صورتائی با هجای me,mo,mu ویا با مصّوتهای "a-, e-, i-, o-, u- رانشان میدهند. بطور نمونه صورت: im-ma یا iw-wa در گویش بختیاری با تکیه بر صدای صامت دوم m یا w بمعنی "می آمد" آورده میشود، که معادل فارسی معیار " می آمد" یا mi-amad است.

همانطور که دیده میشود، عبارت فارسی معیارmi-amad انحرافی از صورت معیار ریشه فعل دارد، و پیش از ریشه فعل وجه ماضی 'ma' یک پیشوند اضافه a را نشان میدهد، که برابر گفتار کنونی مردم هرمزگان برای وجه ماضی استمراری فعل " می آمد" ، بصورتهای" a-ma/o " یا 'a-ma-d'( آ- مَه، آمو) آورده میشود.

از نظرکاربردی ریشه" آمدن" که در اصل نشاندهنده فعل ماضی مطلق است. باید در این گویش ها هم چیزی مانند " ma,ma-d یا wa,wa-d" تلفظ شود. ولی به ندرت این گویش ها برای فعل ماضی مطلق صورتهای مستقلی را ارائه میدهند، وبیشتر برای بیان فعل ماضی مطلق "آمدن" ، فعل ماضی استمراری را، با مفهوم ماضی مطلق هم استفاده می کنند. یعنی ماضی استمراری را بجای هر دو مفهوم دوگانه زمان ماضی استمراری و ساده استفاده میکنند.شاید انحراف معیار زبان فارسی نو ناشی از کاربرد تاریخی فعل "a-ma" مینابی باشد.

صورتهای دوگانه imma و immi درنوشته های سومر شناسان معروف، پیشوند های صرف فعل بشکل های imma-,im-ma,i-ma-,ima, immi-,im-mi-,i-mi-,emma-,emmi- وغیره معرفی شده اند. وبا وجود پاسداشت ما از اکدیان ، هیتی ها واقوام باستانی، بخاطر تهیه فهرست لغات دو زبانه و چند زبانه مانند : سومری - اکدی، سومری -اکدی - هیتی وغیره و عرضه تلفظ تقریبی صدای هجا ها، و خوانش اندیشه نگار های سومری براین اساس؛ و همینطورسومر شناسان جدید بخاطر تلاش صد ساله آنها برای آفرینش دستور زبان سومری برمبنای کار اکدیان و دیگران از کتیبه های چند زبانه. باید اذعان کرد، که انحرافات بسیاری نیزدر دستگاه های آوائی زبان سومری بخاطر عملکرد دوگانه دستگاه آوائی اکدی و سومری رخ داده است، که درک تلفظ درست کلمه سومری را در موارد متعددی مشکل کرده است. مثلا صدای صامت های چ، ژ؟،غ، ف؟، ق وه ، چند گونه صامت d وr وغیره؛ ومصّوت o ومصّوتهای مرکب ou,aw,ey,ay و غیره رابه احتمال بسیار، در دستگاه آوائی سومری حذف کرده اند، یا توان ، ویا نیازی برای انعکاس آنها نداشته اند. هنوزهم در عربی بجای"پ،چ،ژ، گ" فارسی "ب،ش،ز،ج "آورده میشود. مثلا: گرگان را" جرجان" تلفظ میکنند. سومریان ، اکدیان وسایر اقوام باستان عموماً از فواید طراحی وکاربرد دستور زبان آگاه نبوده اند. بهمین دلیل هیچ یک از این اقوام چیزی بمفهوم امروزی، دستور زبان نداشته اند. آشور شناسان جدید از طریق مقابله زبان اکدی با زبانهای سامی هم خانواده با زبان اکدی و آشوری توانسته اند، دستور زبان نسبتاً مطلوبی رابرای اکدی و آشوری بنیان گذاری کنند.ولی برای بازسازی دستور زبان سومری ،این امکان بدلیل ناشناس ماندن زبان هم خانواده زبان سومری و عدم دسترسی به گویشوران این زبان تاکنون میسرنبوده است. بناچار سومر شناسان با ابزار و مواد موجود، اقدام به طراحی و آفرینش دستورزبانی کرده اند، که تنها درمورد، دستگاه واژگانی سومری بدلیل وجود فهرست لغات چند زبانه سومری - اکدی وغیره مفاهیم لغات از اعتبار بیشتری برخوردارند. ولی در مورد دستگاه آوائی و تلفظ درست کلمه و هجا تردید های بسیاری وجود دارد، و یک اطمینان نسبی ضعیف هم وجود دارد ، واما در موردمشخصه های دستگاه دستوری خودساخته، آنها خودنیز به ضعف خودآگاه هستند، و منصفانه به شکست خود معترف هستند. تا حدیکه هنوزهم پس از صد سال تلاش در این آوردگاه قادر به توافق در مورد یک دستور زبان واحد برای زبان سومری نیستند. ولی هزاران مقاله وکتاب در مورد، مشکلات آوائی ودستوری طراحی شده خود، عرضه میکنند، وبا پایمردی برای توجیه هرواک، کلمه وعبارت آن تلاشی تحسین برانگیز بنمایش میگذارند.

بنا براین، ما که اکنون بناچار باید از حاصل تلاش اکدیان و سومر شناسان برای مقایسه زبان سومری با گویش های شمال خلیج فارس و بطور کلی گویش های زبان فارسی استفاده کنیم، نا چار هستیم این انحرافات را با گویش های موجود ،در نظر داشته باشیم،اگر بتوانیم آنها را یافته و با قالب مناسب نمایش دهیم. بدیهی است، در این مسیرنا هموارو انتخاب شیوه آزمون وخطا، امکان وجود بن بست در مسیرنیز وجود دارد. مهم دقت و ممارست و کار وتلاش بسیار است.آنچه مسلم است، در حال حاضر گزینه ای بهتر از گویش های فارسی برای مقایسه با سومری در دنیا وجود ندارد. با وجود این، این گویش ها هم فاصله ای تاریخی بطول حداقل چند هزار سال با زبان سومری دارند، و تحولات تاریخی ، آنها را با تغییرات بسیار مواجه کرده است، که این طریق را سنگلاخی و گاه با بن بست روبرو میکند. مهم نا امید نشدن و تداوم راه و هدف میباشد.

مثلاً: در سومری عبارت ساده فعل ماضی استمراری با فعل" نهادن" که مفاهیم " گذاشتن"، " بناکردن، بنا نهادن" و معانی متعدد دیگری دارد.

برای دو لهجه سومری برای سوم شخص مفرد بصورتهای: mu-na-du3,e-na-du3 وi-na-du3 وجوددارند.

همین عبارت فعلی برای سوم شخص جمع بشکل های mu-na-an-du3, e-na-an-du3 و i-na-an-du3 است.

( توجه شود، که فعل پارسی باستان زبان آریائی " کراتن=کردن" چند هزار سال بعد با ورد آریائی ها و به حکومت رسیدن آنها جایگزین افعال "وندن، نهادن، آمدن و..." زبان فارسی شده است.)

سومر شناسان پیشوند های mi-,e- وi یا i3 =ni را پیشوند های اجباری "صرف فعل" می نامند، که درست آن " پیشوند زمان فعل " است .ولی آنها کاربردی برای آن نمی شناسند. ازا ینرو، در ترجمه ماضی استمراری را بدون کاربرد این پیشوند، ماضی ساده نشان میدهند. و عبارت فعل گونه را " ساخت" می دانند. که بنظر ما انحراف نخست آنها از ساختار درست زبان سومری است.

ما می دانیم ، که در فارسی و گویش های همخانواده با آن نظیر بختیاری، لری،خوزی وغیره بلافاصله پس از پیشوند زمان فعل ریشه فعل آورده میشود. ولی دومین اشتباه بزرگ سومر شناسان این است، که جایگاه ریشه فعل را که دراین عبارات هجای naازریشه nađan بختیاری و "نهادن" فارسی است، با اصطلاح ابداعی خود dimensional-infix" میانوند ابعادی "می نامد، و بسیاری توجیهات خود ساخته برای این ابداع خود دارند. این موضوع بی نیاز از توضیح است، که برای افعال مختلف ریشه های افعال گوناگونی استفاده میشود، که لزوماً، واجد ترکیب na یا دارای صامت n نیستند. در اینگونه موارد با تلاش بسیار و لفاظی بینظیر فرافکنی میکنند، وآنرا به ساختار زبان سومری، نظیر مسئله ای نگارشی ...، یا اشتباه کاتب سومری یا اکدی مرتبط می دانند. چون سومین نشانه یعنی واژک du3 را ریشه فعل می دانند. (که اشتباه چهارم آنها است.) ناچار در سایر عبارات فعلی که اغلب این واژک وجود دارد، آنرا بجای معنی اصلی عبارت، " ساخت" ترجمه میکنند، و در غیاب این واژک که بیشتر در افعال وجه مضارع اتفاق می افتد.نشانه دیگری مانند ni را که بسیار شبیه du3 است، به اشتباه du3 تصور می کنند، و "ساخت" ترجمه میکنند. یا مثلاً صورتهای دیگرافعال ماضی ساده را بدون توجه به تفاوت صرفاً با مشاهده نشانه du3 در انتهای عبارت فعلی "ساخت" ترجمه می کنند.

مثلاً: عبارت فعلی in-du3 بمعنی " اندود(کرد)" از مصدر" اندودن" یا" کاه گل کردن (پشت بام) را با ترجمه واژک du3 بصورت ریشه فعل وتطبیق -i برای پیشوند صرف فعل و /n/ میانوند ابعادی" ساخت" ترجمه میکنند. یا صورت مضارع e-ni,i-ni,e-ne2 وi-ne2 بمعنی "میسازد"را بدلیل شباهت نزدیک du3 وni اشتباه کاتب می دانند، و آنرا e-du3 و i-du3 آوانویسی وبجای "میسازد" ، بصورت" ساخت" ترجمه میکنند. ومیانوندی نظیر صامت (n) را ابداع میکنند، و آنرا " وند یا میانوندشخص" می نامند. ولی چون این میانوند ابداعی در افعال سوم شخص مفرد در سومری مانند گویش های فارسی وجود ندارد، باز هم با فرافکنی آنرا توجیه میکنند.و هنگامیکه به یک عبارت از وجوه جمع نظیر سوم شخص جمع سومری e-na-an-du3 یا mu-na-an-du3 میرسند.با شادمانی صامت n از نشانه an را که در زبان سومری و گویش های بالانشانگر جمع شخص در فعل است، سند استنباط درست خود برای فقدان نگارشی وند شخص می نامند.

( دقت گردد، کاربرد هجای ni بصورت i3 نادرست است، زیراni برابر دو واژگ فارسی پیشوند زمان استمراری فعل، بمعنی" نمی" میباشد، و در اصل ni=/n/+/i/ است . صامت n نشانه نفی فعل و i- = mi و"ای" بختیاری ( معادل سومری) و"می" فارسی نشانگر زمان ماضی استمراری است ، و "نمی"و"نی" در فارسی وگویش بختیاری( مانند سومری) نشانه نفی فعل ماضی و مضارع استمراری است.).

با توجه و دقت به توضیحات بالا روشن میشود، که عبارت های im-ma و im-mi یا ima=e-ma و imi= e-mi دو صورت کامل عبارت فعل ماضی ومضارع استمراری از فعل" آمدن" برابر گویش های شمال خلیج فارس هستند.

عبارات e-ma ،i-ma، i-wa معادل e-ma-id,i-ma-id یا e-wa-id هریک عبارت ماضی استمراری بمعنی " می آمد." هستند ،که اغلب در همین گویش ها با یا بدون واژک /id/ یا حتی صامت /d/ بصورت ماضی ساده هم بمعنی "آمد." استفاده میشوند، و در اصل a-ma-id احتمالاً در برخی گویش های شمال خلیج فارس ، باید معانی " می آمد " و " آمد" را داشته باشد ، ولی در فارسی نوبرای حالت ماضی یا مضارع استمراری ریشه افعال نیاز به پیشوند mi پیدا میکنند . i-mi=e-mi=e-wi هم یک عبارت مضارع استمراری بمعنی "می آید." است. ولی چون سومرشناسان این صورت ها را هم پیشوند اجباری صرف فعل میدانند، و آنها را در ترجمه نا دیده میگیرند، ومکان ریشه فعل را در عبارت درست تشخیص نمی دهند. تنها در برخی عبارات با افعال مرکب، از طریق مفاهیم سایر کلمات، عبارت فعلی را ترجمه میکنند ، که مفهوم فعل "آمدن" در آن یا دیده نمی شود، یا بسیار کمرنگ است.برای نمونه" عبارت im-ma-ra2 بمعنی" می آمد(و) میرفت ." راشاید "رفت" یا "رفت وآمد" ترجمه کنند ؛ یا عبارت im-mi-dug4 معادل عبارت بختیاری im-mey-dong بمعنی " آغاز سخن میکند." یا " به سخن می آید." یا " به حرف آمد."،رامیرساند، ولی نهایتاً این ترجمه بندرت دیده میشود.



پیشوند های صورتهای فعل " ماندن" mu-un- برای ریشه فعل ماضی ساده

im-ma-an-(de/du3) وim-ma-ni برای ماضی و مضارع استمراری

صورت هائی مانند: mu-un-du3 یا mu-un-an-du3 که در منابع سومر شناسان " ساخت "ترجمه شده اند، بکلی نادرست هستند. زیرا در اینجا ریشه فعل " ماندن" بصورت,دو هجائی mu-un یا mun بشکل CVC است. وزمان ساده فعل ماضی را نشان میدهد، و در اینجا mu پیشوند نشانگرزمان فعل نیست.بلکه جزئی از ریشه فعل است. و به قرینه زبان فارسی باید برای زمان مضارع فعل " ماندن" از ریشه mu-ni یا mu-ne2 استفاده شود. در عبارات فعل گونه ای، دارای صورت هایim-ma-an-(du3) وim-ma-ni/ne2 هم چنین رویدادی برای ساخت ریشه فعل " ماندن" مشابه زبان بختیاری مشاهده میشود. بدلیل این تشابه ظاهری ریشه فعل " آمدن " و" ماندن" در گویش بختیاری برای فعل " آمدن " بیشتر از iw-wa یا صامت w بجای صامت m استفاده میشود. در اینجا دیگر عبارت im-ma پیشوند زمان فعل استمراری نیست. بلکه بخشی از آن بصورت ma بشکل ma-an-(du3) و ma-ni/ne2 صورت های فعل ساده ماضی ومضارع " ماندن" را می سازند. ودر سومری هنگام ساخت صورت های ماضی و مضارع استمراری درست از پیشوند زمان استمراری mi2- معادل فارسی معیار استفاده میشود. مثلاً: عبارت سومری معادل "می ماند" بشکل mi2-im-ma-an-(d..) برای ماضی سود می برد. یا در گویش بختیاری بجای mi2 در عبارت مضارع استمراری : im-ma-ni-dug4 بمعنی " سخن می ماند" یا " کلام می ماند." است.در اینجا برای تشخیص درست مفهوم عبارت باید به وجود یا عدم وجود هجای ni=ne2 توجه شود. در پاره ای موارد از عبارات mi2-im-ma-na- یا im-ma-n هم برای مفهوم آینده در گذشته؟ استمراری درگویش بختیاری استفاده میشود.

برای مشاهده مثالهائی از پیشوند های سومری im-ma- وim-mi- به سایت www.irsu.blogspot.com مراجعه شود.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر